ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٧٩ - جفتى كبوتر كه دانه ذخيره كردند
در محل دست ندهد از منافع آن بي بهره ماند. و پادشاه موفّق آنست كه تأمّل او از خواتم كارها قاصر نيايد و، نظر بصيرت او بأواخر أعمال محيط گردد و، نهمت [١] باختيار كم آزاري و إيثار [٢] نكو كاري مصروف دارد و، سخن بندگان ناصح را استماع نمايد
|
بد كاستن و نيك فزودن بايد |
زيرا كه همي كشت درودن بايد |
|
و معلومست كه ملك به راى صايب و فكرت ثاقب [٣] خويش مستقلّ است و از شنودن اين ترّهات [٤] مستغني، و هر مثال كه دهد جز بتلقين دولت و الهام سعادت [نتواند بود [٥]]. و بدست بندگان همين است كه در تقرير نصايح إطناب [٦] لازم شمرند، مگر بعضي از حقوق اولياى نعم بأدا رسد. و بنده اين قدر مقرّر ميگرداند كه: اگر راى ملك بيند [٧] كه زبانهاى خاصّ و عامّ ثناى او را گويان باشد و دلها ولاى [٨] او را جويان
|
هر كجا فرياد خيزد مقصد فرياد باش |
سايه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش |
|
[٩] و شاه از اين موعظت مستغني است؛ و اين غلوّ بدان رفت تا براى يك زن چندين فكرت بضمير مبارك راه ندهد، كه از تمتّع دوازده هزار زن كه در خدمت سراىاند باز ماند و از آن فايدهاي حاصل نيايد.
چون ملك اين فصل بشنود از هلاك زن بترسيد، گفت: بيك كلمه كه در حال خشم بر زبان ما رفت تعلّق كردي و نفس بي نظير را باطل گردانيدي، و در آن چنانكه لايق
______________________________
[١]. (٢) نهمت منتهاى همّت. رجوع شود به ١٦/ ١٠ ح و ٢٠٧/ ١٤ و ٢٣٨/
٤ ح و ٢٥٥/ ٤ و ٢٦٩/ ٦.
[٢]. (٣) إيثار ترجيح دادن و برگزيدن؛ ٤٠/ ١٦ ح و ٨٠/ ٦ ح و ١٣٣/ ١١ ح ديده شود.
[٣]. (٥) ثاقب ٢٩/ ٦ ح ديده شود.
[٤]. (٦) ترّهات ٧٨/ ١٣ ح و ٢٠٠/ ٤ ح ديده شود.
[٥]. (٦) نتواند بود اين دو كلمه در اساس نيست و در همه نسخ ديگر هست جز در مج كه عبارت را ندارد.
[٦]. (٧) إطناب ٢٧/ ١٠ ح و ٣٣/ ٧ ح و ٧٣/ ١٤ ح و ٢٢٧/ ١٢ ديده شود.
[٧]. (٨) اگر راى ملك بيند نظير اين جمله در ٣٦/ ١٢، ١٧٠/ ١٤ ح و ٢٢٣/ ١٤ ديده شود.
[٨]. (٩) و لا (و لاء از و ل ى) دوستي و ياري و صداقت با كسي؛ و بكسر واو (ولاء. باب مفاعله) پيروي كردن از، و ياري كردن و دوستي كردن با كسي. نيز ٨/ ١ ديده شود. حافظ گويد (ديوان، چاپ قزويني غزل ٣٣٦):
|
به ولاى تو كه گر بنده خويشم خواني |
از سر خواجگي كون و مكان بر خيزم |
|
. [٩]. (١٠)
|
هر كجا فرياد خيزد ... |
اين بيت در اساس نيست و در ساير نسخ هست، و بدون آن حمله ناتمام است.