ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٩٠ - خرگوشى كه به حيلت شير را هلاك كرد
در حرمت و جاه و تبع و مال در مقابله و موازنه خويش ديد زود از دست بربايد داشت [١]، و إلّا خود از پاى در آيد». در جمله آنچه ملك تواند شناخت خاطر ديگران بدان نرسد.
و من آن ميدانم كه بتعجيل تدبير كار كرده آيد پيش از آنكه از دست بشود و بجائي برسد كه در تدارك [٢] آن قدم نتوان گزارد [٣]. و گفتهاند كه «مردم دو گروه است: حازم و عاجز؛ و حازم هم دو نوع است: اوّل آنكه پيش از حدوث و معاينه شرّ چگونگي آن را بشناخته باشد و، آنچه ديگران در خواتم كارها دانند او در فواتح آن بإصابت راى بدانسته باشد و، تدبير اواخر آن در اوايل فكرت بپرداخته. أوّل الفكر آخر العمل [٤]. چون نقش واقعه و صورت حادثه پيدا آمد در آن غافل و جاهل و دوربين و عاقل يكسان باشند.
و زبان نبوي از اين معني عبارت كند: الأمور تشابهت مقبلة فإذا أدبرت عرفها الجاهل كما يعرفها العاقل [٥]
|
تبيّن أعقاب الأمور إذا مضت |
و تقبل أشباها عليك صدورها |
|
[٦]
|
ذهن تو بيك فكرت ناگاه بداند |
وهمي كه نهان باشد در پرده اسرار |
|
|
راى تو بيك نظرت دزديده ببيند |
ظنّي كه كمين دارد در خاطر غدّار |
|
چون صاحب راى بر اين نسق بمراقبت احوال خويش پرداخت در همه اوقات گردن كارها در قبضه تصرّف خود تواند داشت و پيش از آنكه در گرداب افتد خويشتن به پاياب [٧] تواند رسانيد
______________________________
[١]. (١) از دست برداشتن بر ميآيد كه بهمان معني باشد كه از دست
بر گرفتن (بهار عجم ديده شود) و از پيش پاى خود برداشتن، يعني نيست و نابود كردن،
ولى بدين صورت در فرهنگها يافت نشد.
[٢]. (٤) تدارك رجوع شود به ص ١٠ ح بر س ١. نيز ١٠٥/ ١١ ديده شود.
[٣]. (٤) قدم گزاردن ص ٢٥ س ٦ و نيز ص ٦٣ ح بر س ٩ ديده شود.
[٤]. (٧) أوّل الفكر ... در اوّل انديشه خردمند پايان كار را ميتواند بسنجد و تدبير آن بكند.
[٥]. (٩) الأمور ... كارها وقتي كه پيش آيند بهم ميمانند، و چون بگذشته باشند و پشت بما كرده باشند نادان آنها را همچنان بشناسد كه دانا ميشناسد.
[٦]. (١١) تبيّن ... پايان كارها پس از آنكه گذشته باشند آشكار ميگردد، و آغازهاى آنها بر تو مانند يكديگر روى ميآورند.
[٧]. (١٥) پاياب در رودخانه قسمتي از بستر و مسير آب كه عمقش كم و قوّت جريان آب اندك باشد و پاى بقعر آن برسد و از رود در آن موضع بتوان گذشت. در كنار دريا نيز آب كم عمق را پاياب گويند. ضدّ آن را غرقاب و تكاب-