ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٩ - ذكر ألقاب ملك بهرام شاه
أبي سعيد مسعود ابن السّلطان الماضي يمين الدّولة و امين الملّة نظام الدّين كهف المسلمين أبي القاسم محمود ابن الأمير العادل ناصر الدّين و الدّولة أبي منصور سبكتگين عضد خليفة اللّه أمير المؤمنين أعزّ اللّه أنصاره و ضاعف اقتداره آراسته گردانيده است و جناح احسان و انعام او بر عالم و عالميان گسترده و نوبت جهانداري بحكم استحقاق، هم از وجه ارث و هم از طريق اكتساب، بدو رسانيده و خلايق أقاليم را در كنف [١] حمايت و رعايت او آورده و ضعفاى امّت و ملّت را در سايه عدل و سامه [٢] رأفت او آرام داده و عنان كامگاري و زمام شهرياري به إيالت و سياست او تفويض كرده و عزايم پادشاهانه را به أمداد فتح مبين و تواتر نصر عزيز مؤيّد گردانيده، تا بهر طرف كه حركتي فرمايد ظفر و نصرت لوا و رايت او را استقبال و تلقّي واجب بينند و مآثر [٣] ملكانه كه در عنفوان جواني و مطلع عمر از جهت كسب ممالك بجاى آورده است امروز قدوه ملوك دنيا و دستور پادشاهان گيتي شدهست.
|
قاد الجياد لخمس عشرة حجّة |
و لداته إذ ذاك في أشغال |
|
|
قعدت بهم همّاتهم و سمت به |
همم الملوك و سورة الأبطال |
|
[٤]
|
اى بيك حمله گرفته ملك عالم در كنار |
آفتاب خسرواني سايه پروردگار |
|
و بر أثر آن [٥] اگر ديو فتنه در سر آل بو حليم جاى گرفت تا پاى از حدّ بندگي بيرون
______________________________
[١]. (٦) كنف پناه است و پناهگاه.
[٢]. (٧) سامه از آنچه رشيدي و سروري و مؤلّف برهان قاطع و غير آنها گفتهاند و از شواهدي كه از شعر قدما آوردهاند بر ميآيد كه بمعني پناهگاه و جاى امن است و شايد تعبير رشيدي درست باشد كه «خطّي و دائرهاي كه پناهگاه و امان جاى مردم باشد و وقت ضرورت و واقعه سخت بدان پناه جويند».
[٣]. (١٠) مآثر جمع مأثرة بزرگواريها و كارهاى نامآور.
[٤]. (١٢) قاد الجياد ... او بپانزده سالگي به پيشروي اسپان نيك رو مشغول بود و همسالان او در آن وقت در كارهائي بودند (مناسب بچگان)؛ ايشان را همّتهاى (پست) ايشان بنشاند و او را همّتهاى پادشاهانه و سطوت و حمله دليرانهاش بالا ميبرد. الأشغال كه در بعضي نسخ كليله و شرحهاى ابيات آن آمده است مناسب نيست (شرح يميني ج ١ ص ٣٦ ديده شود)
. [٥]. (١٥) بر اثر آن يعني در دنبال و بر عقب آن هنر نمائيهاى عهد جواني. در اين تعبير لفظ «اثر» بفتحتين خوانده ميشود، در فارسي چنانكه حافظ گويد: بر اثر صبر نوبت ظفر آيد؛ و در عربي چنانكه شاعر گويد:
|
فإذا ولّى أبو دلف |
ولّت الدّنيا على أثره |
|
.