ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٦٨ - بوزنهاى كه درودگرى پيش گرفت
خشك كه براه افگندهاند آخر بكار آيد، خلالي كنند تا گوش خارند، حيواني كه درو نفع و ضرّ و ازو خير و شرّ باشد چگونه بي انتفاع شايد گذاشت؟ كه
|
گر دسته گل نيايد از ما |
هم هيزم ديگ را بشائيم |
|
چون شير سخن دمنه بشنود معجب [١] شد، پنداشت كه نصيحتي خواهد كرد، روى بنزديكان خويش آورد و گفت: مرد هنرمند با مروّت اگر چه خامل منزلت و بسيار خصم باشد بعقل و مروّت خويش پيدا آيد در ميان [٢] قوم، چنانكه فروغ آتش اگر چه فروزنده خواهد كه پست سوزد به ارتفاع گرايد.
دمنه بدين سخن شاد شد و دانست كه افسون او در گوش شير مؤثّر آمد، گفت: واجب است بر كافّه خدم و حشم ملك كه آنچه ايشان را فراز آيد از نصيحت باز نمايند و مقدار دانش و فهم خويش معلوم راى پادشاه گردانند، كه ملك تا اتباع خويش را نيكو نشناسد و بر اندازه راى و رويّت [٣] و اخلاص و مناصحت هر يك واقف نباشد از خدمت ايشان انتفاعي نتواند گرفت و در اصطناع [٤] ايشان مثال نتواند داد. چه دانه مادام كه در پرده خاك نهان است هيچ كس در پروردن او سعى ننمايد، چون نقاب خاك از چهره خويش بگشاد و روى زمين را زيور زمرّدين بست معلوم گردد كه چيست، لا شكّ آن را بپرورند و از ثمرت آن منفعت گيرند. و هر كه هست بر اندازه تربيت ازو فايده توان گرفت. و عمده در همه ابواب اصطناع ملوك است، چنانكه گفتهاند:
|
من همچو خار و خاكم [٥]، تو آفتاب و ابر |
گلها و لالها دهم ار تربيت كني |
|
و از حقوق رعيّت بر ملك آنست كه هر يك را بر مقدار مروّت و يك دلي و نصيحت بدرجهاي رساند، و بهوا در مراتب تقديم و تأخير نفرمايد، و كساني را كه در كارها غافل و از هنرها عاطل باشند بر كافيان هنرمند و داهيان خردمند ترجيح و تفضيل روا ندارد [٦]،
______________________________
[١]. (٤) معجب كسي كه كسي را يا چيزي را پسنديده و از كسي يا چيزي
او را خوش آمده باشد؛ كسي كه حالت اعجاب او را دست داده باشد از چيزي و كسي كه
اعجاب آورد.
[٢]. (٦) پيدا آيد در ميان در نسخه اساس: بيذا آيذ و در ميان.
[٣]. (١٠) رويّت انديشه و تفكّر (اصل آن از روّأ، تروئة، روية، همزه در ياء ادغام شده است). ص ٣١ ح بر س ٤ ديده شود.
[٤]. (١١) و (١٥) اصطناع ص ١٥ ح بر س ٢ و نيز ٣٧/ ١٦ ديده شود.
[٥]. (١٦) همچو خار و خاكم در نسخه اساس «همچو خاكم» نوشته بودهاند، لفظ «باد» روى سطر اضافه كردهاند.
[٦]. (١٩) روا ندارد در نسخه اساس: روا ندارند.