ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٦٩ - ١٣ - باب پادشاه و برهمنان
و لا شكّ هوا خواهان مخلص و خدمتگاران يك دل براى اين كار باشند تا پيش قصد دشمن باز شوند [١] و در دفع غدر خصمان سعى نمايند
|
گر خصم تو آتش است من آب شوم |
ور مرغ شود حلقه مضراب [٢] شوم |
|
|
ور عقل شود طبع مى ناب شوم |
در ديده حزم و دولتش خواب شوم |
|
تعبير خوابها آنست كه آن دو ماهي سرخ كه ايشان را بر دم راست ايستاده ديده است رسولي
______________________________
[١]. (١) تا (٢) پيش- باز شدن رجوع شود به ٣٢٤/ ٣ ح و ٣٤١/ ٦ و
٣٧٢/ ٤.
[٢]. (٣) مضراب نوعي آلت صيد مرغ و ماهي بوده است شبيه بآنچه در باب جال گفته شد (٩١/ ١٢ ح و ١٥٨/ ١٠ و ١٣ ح) يعني كيسه مانندي از تور كه انتهاى آن بتدريج باريك ميگردد و دهانه آن بر حلقهاي يا چنبرهاي از چوب يا آهن مانند كم غربيل بسته شده است و دسته درازي بر اين حلقه تعبيه شده است كه بدست ميگيرند و مرغ را در هوا يا بر زمين يا بر شاخ درخت، و ماهي را در آب، چنان بسرعت «ميزنند» و حلقه مضراب را بر او ميافگنند كه در كيسه توري گرفتار ميگردد. مطرّزي در المغرب گويد: ضرب الشّبكة على الطّائر: ألقاها عليه؛ و محتاج بگفتن نيست كه مضراب از اينجا مأخوذ است. ابو الفرج روني گويد (ديوان چاپ چايكين ص ١٥):
|
روان رستم اگر با زره بحرب شود |
گريز خواهد ازو چون كبوتر از مضراب |
|
و مسعود سعد گويد (ديوان چاپ اوّل ياسمي، بترتيب ص ٣٢ و ٣٤):
|
اگر كبوتر گردد مخالفت ملكا |
ز دام تو نجهد چون كبوتر از مضراب |
|
|
كه گر گريخته درگه تو مرغ شود |
هوا سراسر در گرد او شود مضارب |
|
و سنائي در حديقه بيتي دارد (چاپ بمبئى ص ٣٤٠ و چاپ مدرّس رضوي ٥٢٦) كه مصراع اوّلش مشكوك فيه است:
|
جزع گيران بزير درع چو آب |
چون كبوتر طپنده در مضراب |
|
و مختاري غزنوي گويد (ديوان چاپ همائي ص ٣٤١):
|
شب در اين چرخ پر ستاره ز رنج |
چون كبوتر ميان مضرابم |
|
و انوري گويد (ديوان چاپ مدرّس رضوي ص ٤٥٢):
|
ز اسيب تو از فلك فرو ريزند |
انجم چو كبوتران مضرابي |
|
و در مرزبان نامه آمده است (چاپ قزويني ص ٩٤): ديني گفت «بر اين عزم كه ديو گاو پاى آمد و پاى در اين ورطه خطر نهاد خر در خلاب و كبوتر در مضراب ميراند». و خواجه حافظ راست (چاپ قزويني غزل، ٣٢٠):
|
هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست |
بازش ز طرّه تو بمضراب ميزدم |
|
آقاى همائي و مرحوم اقبال آشتياني در مجلّه تعليم و تربيت (سال ١٣١٤)، اوّلي در چند سطري بحث از مجهول بودن اين تعبير (ص ١٠ و ١١)، و دومي با استفاده از شعر مختاري و اين رباعي كليله و دمنه و شعر حافظ و عبارت مرزبان نامه سعى در توضيح آن كردهاند. نيز رجوع شود به مجموعه مقالات تحقيقي خاور شناسي اهداء به آقاى پروفسور هانري ماسه چاپ دانشگاه (شماره ٨٤٣) ص ٢٦٩ تا ٢٨١ مقاله ف. ماير.