ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٨ - ١٠ - باب شير و شغال
جائي كفايت مانع خواهد گشت لا بدّ از آن احتراز همچنان لازم باشد كه از جهل و عجز.
و اين خود هرگز نتواند بود كه كفايت سبب التواى [١] كار گردد، امّا اين تأكيد بدان رفت تا معلوم گردد كه چون بترك اصحاب هنر و كفايت براى حصول غرض ميببايد گفت آخر آسان ارباب جهل و ضلالت گرفتن [٢] بصواب نزديكتر.
و پس از تفهّم اين معاني و شناخت اين دقايق بر پادشاه فرض است كه تفحّص عمّال و تتبّع أحوال و أشغال كه بكفايت ايشان تفويض فرموده باشد بجاي ميآورد، و از نقير و قطمير [٣] احوال هيچ چيز بر وى پوشيده نگردد، تا اگر مخلصان را توفيق مساعدت كند و خدمتي كنند، و يا خائنان را فرصتي افتد و اهمالي نمايند، هر دو ميداند و ثمرت كردار مخلصان هر چه مهنّاتر ارزاني ميدارد، و جانيان را بقدر گناه تنبيه واجب ميبيند؛ چه اگر يكي از اين دو طرف بي رعايت گردد مصلحان كاهل و آسان گير و مفسدان دلير و بي باك شوند، و كارها پيچيده و أعمال و أشغال مختلّ و مهمل ماند، و تلافي آن دشوار دست دهد. و داستان شير و شگال لايق اين تشبيب [٤] است. راى پرسيد كه: چگونه است آن؟ گفت:
آوردهاند كه در زمين هند شگالي بود روى از دنيا بگردانيده و در ميان امثال خويش ميبود، امّا از خوردن گوشت و ريختن خون و ايذاى جانوران تحرّز نمودي. ياران بر وى
______________________________
[١]. (٢) التوا (التواء، از ل و ى) پيچيده شدن، در پيچيدن (بيهقي و
زمخشري)، پيچيدگي.
[٢]. (٤) آسان كسي گرفتن، آسان چيزي گرفتن آن كس يا آن چيز را نديده گرفتن و اندوه اين را كه از كف برود نداشتن. در اواخر باب تير انداز و ماده شير آمده است: آسان روزي خود گرفتي.
[٣]. (٦) و (٧) نقير و قطمير اين دو لفظ در عربي كنايه از چيز بسيار كوچك و بي قدر و كم ارزش است. معني نقير نقطه فرو رفته بسيار خرديست (چاهك) بر پشت هسته خرما، چنانكه گوئي از آنجا چيزي كنده شده است، و مقصود از قطمير خطّ شيار مانندي است كه بر هسته خرماست (ناوه)، يا پرده سفيدي است كه درون آن فرو رفتگي است، يا پوست نازك سفيدي است كه بين گوشت خرما و هسته آن قرار دارد (و اقوال ديگري نيز در اين باب هست).
يكي از اين دو لفظ يا هر دو را دنبال هم در عربي از براى بيان مقداري ناقابل و نزديك بهيچ، مثل پر كاه يا هل پوك، بكار ميبرند. در قرآنست كه ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ (سوره فاطر (٣٥) آيه ١٣) يعني هيچ ندارند.
[٤]. (١٢) تشبيب مقدّمه چيني، تمهيد مقدّمه؛ ٢٥/ ١٥ ح و ٢٧/ ١٤ و ٢٠٤/ ٢ ديده شود.