ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٦ - ١٠ - باب شير و شغال
صلى اللّه عليه و سلّم: إنّ الرّفق لو كان خلقا لما رأى النّاس خلقا أحسن منه، و إنّ الخرق لو كان خلقا لما رأى النّاس خلقا أقبح منه. [١] و هر گاه كه در اين مقامات تأمّلي بسزا رفت و فضايل عفو و احسان مقرّر گشت همّت بر ملازمت آن سيرت مقصور شود و وجه صلاح [٢] و طريق صواب در آن مشتبه نگردد. و پوشيده نيست كه آدمي از سهو و غفلت و جرم و زلّت كم معصوم تواند بود، و اگر در مقابله اين معاني و تدارك اين ابواب غلوّ جايز شمرده شود مضرّت آن بمهمّات سرايت كند
|
ز ابتداى كون عالم تا بوقت پادشاه |
از بزرگان عفو بودهست از فرو دستان گناه |
|
|
خاصه در ايّام [٣] شاهي كز پى انصاف او |
كهربا را نيست آن يارا كه گردد گرد كاه |
|
|
من كه از تدبير خصمان خورده بودم زخم تير [٤] |
زنده ماندم تا بروز محشر از اقبال شاه |
|
|
جان من بخشيده شاهي است كاندر عصر او [٥] |
چند شاه تاج بخش است و امير ملك خواه |
|
|
خسرو سيّارگان بايد كه اين شش بيت را |
باز گرداند بنوك تير [٦] بر رخسار ماه |
|
|
تا بياموزند شاهاني كه زر بخشند و سيم |
جان و تن بخشيدن [٧] از سلطان دين بهرام شاه |
|
در جمله بايد كه اندازه اخلاص و مناصحت و هنر و كفايت آن كس كه در معرض تهمتي افتاد نيكو بشناسد؛ اگر در مصالح بدو استعانتي تواند كرد و از راى و امانت او دفع مهمّي تولّد تواند كرد در تازه گردانيدن اعتماد بر وى مبادرت نمايد و آن را از ريب و عيب خالي پندارد، و قوّت دل او از وجه استمالت و تألّف [٨] بقرار معهود باز رساند و اين حديث را
______________________________
[١]. (١) تا (٢) إنّ الرّفق لو ... بدرستي كه نرم خوئي اگر
آفريدهاي بودي نديدندي مردمان آفريدهاي نيكوتر از وى، و بدرستي كه درشت خوئي اگر
آفريدهاي بودي نديدندي مردمان آفريدهاي زشتتر از وى- ولي حديث نبوي بدين لفظ
نيافتم. در اساس كلمات «أحسن منه ... النّاس خلقا» از قلم افتاده است.
[٢]. (٤) وجه صلاح در اساس: خير و صلاح.
[٣]. (٨) در ايّام المستبصر: اندر عصر.
[٤]. (٩) زخم تير المستبصر و ديوان مختاري: تير قصد.
[٥]. (١٠) كاندر عصر او چنين است در اساس و ساير نسخ كليله و المستبصر و همه نسخ ديوان.
[٦]. (١١) بنوك تير المستبصر و نسخ ديوان: بكلك تير.
[٧]. (١٢) جان و تن بخشيدن المستبصر و ديوان: رسم جان بخشيدن. اين شش بيت در ديوان مختاري و عقد العلى بنام مختاري و در كتاب المستبصر تأليف ابن المجاور بنام فضل اللّه غزنوي ثبت شده است.
[٨]. (١٦) تألّف رجوع شود به ٢٥٧/ ٣ و ٢٦٧/ ٤ ح.