ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٠ - زال و دختر او مهستى(منظوم)
شمرد چاره نباشد از آنچه جراحت تازه شود و پاى از كار بماند، چنانكه بر خاك نرم رفتن بيش دست ندهد؛ و آنكه با علّت رمد استقبال شمايل جايز بيند همّت او بر تعرّض كوري مقصور باشد. و مقاربت من با تو همين مزاج دارد و تحرّز از آن از وجه شرع و قانون رسم فرض است، قال اللّه تعالى: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ. [١] و استطاعت خلايق از آن نتواند گذشت كه در صيانت ذات خود آن قدر مبالغت نمايند كه بنزد خود معذور گردند. چه هر كه بر قوّت ذات و زور نفس اعتماد كند لا شكّ در مخاوف [٢] و مضايق [٣] افتد و اقتحام او موجب هلاك و بوار [٤] باشد؛ و هر كه مقدار طعام و شراب نشناسد و چندان خورد كه معده از هضم آن عاجز آيد، يا لقمه بر اندازه دهان نكند تا در گلو بياويزد، او را دشمن خود بايد شمرد
|
حيات را چه گوارندهتر [٥] ز آب و ليك |
كسي كه بيشترش خورد بكشد استسقاش |
|
و هر كه بغرور [٦] خصم فريفته شود بنزديك اصحاب خرد از ارباب جهل و ضلالت معدود گردد. و هيچ كس نتواند شناخت كه تقدير در حقّ وى چگونه رانده شده است و او را مترصّد سعادت روزگار ميبايد گذاشت يا منتظر شقاوت زيست، لكن بر همگنان واجبست كه كارهاى خويش [٧] بر مقتضاى رايهاى صايب ميگزارند، و در مراعات جانب حزم و خرد تكلّف واجب ميبينند، و در حساب نفس خويش ابواب مناقشت [٨] لازم ميشمرند، و در ميدان هوا عنان خود گرد ميگيرند، و با دوست و دشمن در خيرات سبقت ميجويند، تا هميشه
______________________________
[١]. (٤) وَ لا تُلْقُوا ... آيه ١٩٥ از سوره بقره (٢): و در ميفگنيد (خويش را) بدستهاى شما در
هلاكت.
[٢]. (٦) مخاوف (جمع مخافة از خوف) چيزهائي كه سبب ترس باشد.
[٣]. (٦) مضايق (جمع مضيق از ضيق) تنگناها و جايهاى تنگ و راههاى بسيار باريك.
[٤]. (٧) بوار هلاك شدن. نيز ١٠٨/ ١ ح ديده شود.
[٥]. (١٠) حيات را چه گوارندهتر در اساس: حيوة را جى خوستر؛ بيشتر خورد در اساس: بيشتر خورد.
استسقا بيماري خشكامار كه جمع شدن مقدار خارق العادهاي آب در بدن و، ورم كردن شكم و پوست شبيه بفربهي مفرط و، طلب كردن آب بدرجهاي كه سيري حاصل نگردد، از نشانهاى آنست(Dropsy ,Hydropisie) و گمان ميرفته است كه از كثرت نوشيدن آب ناشي ميگردد.
[٦]. (١١) غرور فريفتن و فريب دادن.
[٧]. (١٤) كارهاى خويش اين دو كلمه در اساس از قلم ساقط شده است.
[٨]. (١٥) مناقشت ٥٩/ ١٣ ح ديده شود.