ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٣ - ترجمه منظوم رودكى
روزى او را گفتند: فلان مقدّم فرمان يافت و از او ضياع [١] بسيار ماندهست و فرزندان او بدرجه استقلال نرسيدهاند، اگر مثال باشد تا عمّال بعضي در تصرّف گيرند و در قبض آرند ديوان را توفيري [٢] تمام باشد. جواب داد كه: من لم يشبعه خلافة اللّه في أرضه لم تشبعه ضياع اليتامى و المساكين. معني چنين باشد كه: هر كرا خلافت روي زمين سير نگرداند از ضياع يتيمان هم سير نگردد.
و مناقب اين پادشاه را نهايت نيست و تواريخ متقدّمان بذكر آن ناطق است على الخصوص غرر سير ثعالبي رحمه اللّه بر تفصيل آن مشتمل است. و آنچه از جهت وى در تأسيس خلافت و تأكيد ملك و دولت تقديم افتاد، اركان و حدود را بثبات حزم و نفاذ عزم چنان استوار و مستحكم گردانيد كه چهار صد سال بگذشت و گردش چرخ و حوادث دهر قواعد آن را واهي [٣] نتوانست كرد و خللي به أوساط [٤] و أذناب [٥] آن راه نتوانست داد.
و هر بنا كه بر قاعده عدل و احسان قرار گيرد و اطراف و حواشي آن بنصرت دين حقّ و رعايت مناظم [٦] خلق مؤكّد شود اگر تقلّب احوال را در وى اثري ظاهر نگردد و دست زمانه از ساحت سعادت آن قاصر باشد بديع نمايد. اين قدر از فضايل اين پادشاه رضي اللّه عنه تقرير افتاد و اكنون روى بغرض نهاده آيد.
[ترجمه منظوم رودكى]
و در جمله مراد از مساق [٧] اين حديث آن بود كه چنين پادشاهي بدين كتاب رغبت نمود. و چون ملك خراسان به امير سديد أبو الحسن نصر بن احمد السّاماني [٨] تغمّده اللّه برحمته رسيد رودكي شاعر را مثال داد تا آن را در نظم آرد، كه ميل طبعها بسخن منظوم بيش باشد.
______________________________
[١]. (١) ضياع (جمع ضيعه) اراضي و املاك از آب و زمين و باغ و
كشتزار و غيرها.
[٢]. (٣) توفير اصل معني دادن حقّ كسي است بتمام و كمال؛ در اصطلاح ديوان بيشتر شدن مال ديوان از آنچه انتظار ميرفت، از راه كمتر خرج كردن و صرفه جوئي و پس انداز كردن يا محلّ عايدي تازهاي يافتن.
[٣]. (١٠) واهي سست و پوشيده.
[٤]. (١٠) أوساط ميانهها (مفردش: وسط).
[٥]. (١٠) أذناب دنبالهها (مفردش: ذنب). أواسط خلافت عبّاسي و أواخر آن مراد است.
[٦]. (١٢) مناظم (مفردش: منظم و نظم) جريان و پيشرفت مرتّب امور.
[٧]. (١٥) مساق راندن (مصدر از سوق).
[٨]. (١٦) و (١٧) نصر بن احمد ساماني در سنه ٣٣١ هجري در گذشت، و رودكى در سال ٣٢٩ هجري.