ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٠٦ - زاغ و گرگ و شگال و شير و شتر
پيل كشته شود. و هر كه نصيحت و خدمت كسي را كند كه قدر آن نداند چنانست كه بر اوميد ريع [١] در شورهستان تخم پراگند و، با مرده مشاورت پيوندد و، در گوش كر مادرزاد [٢] غم و شادي گويد و، بر روى آب روان معمّا نويسد و، بر صورت گرمابه بهوس تناسل عشق بازد.
دمنه گفت: از اين سخن در گذر و تدبير كار خود كن. شنزبه گفت: چه تدبير دانم كرد؟ و من اخلاق شير را آزمودهام، در حقّ من جز خير و خوبي نخواهد، لكن نزديكان او در هلاك من ميكوشند؛ و اگر چنين است بس آسان نباشد، چه ظالمان مكّار چون هم پشت شوند و دست در دست دهند و يك رويه قصد كسي كنند زود ظفر يابند و او را از پاى درارند، چنانكه گرگ و زاغ و شگال قصد اشتر كردند و پيروز آمدند. دمنه گفت: چگونه بود آن؟ گفت:
[زاغ و گرگ و شگال و شير و شتر]
آوردهاند كه زاغي و گرگي و شگالي در خدمت شيري بودند و مسكن ايشان نزديك شارعي عامر [٣]. اشتر بازارگاني در آن حوالي بماند بطلب چرا خور در بيشه آمد. چون نزديك شير رسيد از تواضع و خدمت چاره نديد شير او را استمالت نمود و از حال او استكشافي كرد و پرسيد:
عزيمت در مقام و حركت چيست؟ جواب داد كه: آنچه ملك فرمايد. شير گفت: اگر
______________________________
[١]. (٢) ريع گواليدن و افزون شدن و افزايش يافتن اشياء، مانند
افزون شدن مقدار گندمي كه از زراعت بدست ميآيد نسبت بآنچه كاشته باشند، و بيشتر شدن
برنجي كه ميپزند (بظاهر و صورت بيش از آن مينمايد كه در ديگ ريختهاند).
ميگوئيم ريع ميكند. هر چه زودتر ريع و نزل اين كشت برداري (سند يادنامه ٢٩١).
[٢]. (٢) كر مادرزاد چنين است در همه نسخه إلّا در اساس كه «در گوش مار كر راز غم و شادي گويد» آمده است، و آن بنظر ميرسد كه تصحيف باشد. در متون عربي كليله كه چاپ كردهاند اين پنج تشبيه يكجا يافت نشد، و لكن از مآخذ مختلف هر پنج بدست ميآيد و معلوم ميشود كه نصر اللّه منشي نسخهاي داشته است جامع اين پنج فقره: و قرأت في كتاب للهند: أربعة ليست لأعمالهم ثمرة: مسارّ الأصمّ، و الباذر في السّبخة، و المسرج في الشّمس و واضع المعروف عند من لا شكر له (عيون الأخبار ج ٣ ص ١٦١). و من يبذل ودّه و نصيحته لمن لا يشكره فهو كمن يبذر في السّباخ، و من يشر على المعجب كمن يشاور الميّت أو يسارر الأصمّ (كليله و دمنه ابن المقفّع چاپ دساسي ص ١١٨). و من نصح من لا وفاء له و لا مروءة كان كمن بذر و زرع في السباخ ليحصد، أو كمن يناجي في أذن الأصمّ، أو يكتب المعمّي علي الماء أو يلاعب الشّخوص المنقّشة طلبا للنّسل (از متن كليله و دمنه عربي نسخه احمد ثالث ٣٠١٥، ورق ٣٨). پس در گوش مار كر راز گفتن يا از غلط كاتب پيدا شده، و يا از اينكه نويسنده از أصمّ معني مار افسون ناپذيرش را فهميده است.
[٣]. (١٠)- (١١) شارعي عامر همه نسخ ديگر بجاى «عامر» عامّ دارند.