احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٨٤ - ٢ - خواجه اسحق عليشاهى ختلانى
دكتر ناصر الدين شاه حسينى[١] خواجه «دست ارادت باو داد و بر آنچه خوانده بود قلم نسخ كشيده ... خواجه ختلانى دلباخته شيوه دلدادگى او شد با وى بيعت كرد و مريدان خود را بر آن داشت تا با وى بيعت كنند- جملگى مريدان به سيد نوربخش دست ارادت دادند جز سيد عبد اللّه مشهدى كه خود صوفى دل آگاهى بود كه حاضر نشد و تا زنده بود سر بر آستان سيد محمد نسود».
طبق ادعاى مهدويت كه- بتحريك خواجه اسحق- مير سيد محمد نوربخش اظهار آن كرده بود سلطان شاهرخ ابن تيمور (٨١٢- ٨٥٠ ه) به قتل اين دو بزرگ و برادر خواجه اسحق دستور داد. دستور سلطان در مورد سيد نوربخش اجرا نگرديد زيرا از ترس نفوذ فوق العاده مريدان او نتوانستند اين كار را عملى سازند و نيز او روپوش شده بود- البته خواجه اسحق و برادرش در سال ٨٢٦ ه با وضع رقت بارى كشته شدند. خواجه را بلقب «شاه شهيدان» ياد ميكنند و سيد نوربخش در «صحيفة الاوليا» ميفرمايد:
|
پيريم و مريد خواجه اسحق |
آن شيخ شهيد و قطب آفاق |
|
در «سلسلهنامه» تأليف شمس الدين ختلانى سن خواجه را در وقت شهادت در سال ٨٢٦ ه ٧٤ سال نوشته[٢] و قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين خواجه را از جمله سادات شمرده است ولى ماخذ ديگرى اين دو مطلب را تصديق نميكند.
خواجه اسحق استاد و مربى مير سيد محمد همدانى بوده و على همدانى او را بسيار دوست مىداشته است وقتى فرمود: «... اگر روزى اسحق صد خون ناحق كند هيچ سئوالى از من برو نباشد چرا كه او از محبوبان است و اگر از دست ديگرى گناه صغير صادر شود او را سوال شود كه از عاشقان باشد».[٣]
سلسله ذهبيه نيز بوسيله شيخ سيد عبد اللّه برزشآبادى مشهدى (م ٨٧٢ ه) باو و سپس به مير سيد على همدانى ميپيوندد.
[١] - اطلاعات ماهانهش ٩ سال ١٣٢٩ ص ٤٢- ٤٣.
[٢] - سلسلهنامه( عكس) ٦/ ١٦٦٦ كتابخانه مركزى دانشگاه.
[٣] - مستورات ع برگ ٣٦.