احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٨
واسطه خواهد بود). بنابراين نسب نامه سيد على از سادات اصيل علويان حسينى و (سادات طباطبائى كه از اولاد امام حسن هستند) طباطبائى همدان است.
على همدانى از اولاد رسول ٦ است و برين امر مطلع و مفتخر بوده و ميدانيم كه نسبت خرقه او هم بحضرت رسول ٦ پيوسته است. بنابرين نسبت هاى ثلاثه بعضى از نويسندگان او را «صاحب انساب ثلاثه»[١] ناميدهاند. اين نسبت مدتى بر نويسنده مجهول ماند، ولى از نامه حضرت شيخ علاء الدوله سمنانى (م ٧٣٦ ه) كه بمريد خودش مولانا تاج الدين كركهرى همدانى نوشته اين مسئله روشن ميگردد. شيخ سمنانى ميفرمايد: «... دوستى مردم اهل بيت را بعضى تقليدى باشد، بعضى نسبت صلبى، بعضى نسبت قلبى بعضى نسبت حقى و اين بيچاره را من حيث التحقيق نسبت صلبيه و قلبيه و حقيه است و الحمد للّه على ذلك و از همه خوشتر آنست كه اين معنى از چشم خلق مخفى است[٢] و ظن مردم بر من برخلاف اينست»[٣]
نسبت على همدانى هم همينطور بوده است يعنى نسبا (صلبى) و قلبا و از روى نسبت، خرقه او به حضرت رسول ٦ مىپيوندد.
والدين
در خلاصة المناقب و «مستورات» پدر سيد على يعنى سيد شهاب الدين را بعنوان حاكم همدان ذكر كردهاند، ولى طبق مآخذ ديگر او حاكم مطلق همدان نبوده. البته شايد معاون حاكم يا صاحب مرتبهاى بلند بوده باشد. در «تاريخ اولجايتو» تاليف ابو القاسم عبد اللّه بن على بن محمد كاشانى ٢٤ نفر بزرگان و حاكمان شهر دوره اولجايتو (٧٥٤- ٧١٦ ه) را ذكر ميكند ولى ذكرى از پدر سيد على نمىآورد.[٤] همينطور نامى از او در دوره سلطنت غازان خان (م ٧٠٤ ه)
[١]- مفاتيح المحبة( خطى) شماره ٥٢٣٣ كتابخانه مركزى دانشگاه و رساله ذكريه فارسى چاپ در حواشى فصل الخطاب، تاشكند ص ٦٧.
[٢]- علاء الدوله سمنانى از جانب مادر سيد بوده ولى كلمه« سيد» باسم او بندرت آمده است.
[٣]- روضات الجنان و جنات الجنان، ج ١ ص ٣٤٢.
[٤]- تاريخ اولجايتو( خطى) بشماره ٢٤٢ كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.