احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٤١ - ذكر
از آواز خود پركردن كه ما ذكر ميگوئيم از اخلاص دورتر و بريا نزديكتر بود. ديگر آنكه ذكر بلند بيشتر آن بود كه مزاجى كه ضعيف بود چون برجهر مداومت كند دماغ مخبط شود و از فايده ترقى محروم ماند زيرا كه بناى دين عقل است. و در خبر است كه روزى در خدمت رسول ٧ يكى را صفت ميكردند كه طاعت بسيار دارد رسول ٧ پرسيد كه عقلش چونست كه اصل همه طاعات آنست. ديگر آنكه در ظاهر مىبينيم كه كسى كه در خدمت پادشاه سخن بلندتر از قاعده ادب ميگويد بازخواست [مىيابد] زيرا كه اينمعنى از ادب ظاهر دور است و الظاهر عنوان الباطن مقرر.[١]
پس بايد كه نام حق جز بتواضع و خضوع نبرد و اشارت انا جليس من ذكرنى نصب عين سازد و در حضرت عزت رعايت ادب كردن و بهمگى خود بذكر عظمتش مشغول بودن و جهد نمودن تا جز حق در وقت ذكر زبان بر خاطر نگذرد رسم مقبولان حضرت است و اگر اينمعنى دست ندهد آنچه در خاطر آيد بجهد تمام وجد بليغ نفى آن كند تا از جمله [پيشين] بود كه مجاهدانند و از بركت وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا محرم نماند.
ديگر زبانرا از دروغ و غيبت نگاه دارد تا لايق آن شود كه مجراى ذكر
[١] - مطالبى كه در اين رساله و در معرفىنامه آن( برگرديد به صفحات ١١٨ تا ١٢٠) در فضيلت ذكر خفى آمده، ضرورت ذكر جلى را در موارد خاص خود نفى نمىكند زيرا از نظر دينى بلا شك اذان گفتن، قرائت حمد و سوره در بسيارى از نمازها، تلاوت قرآن كريم و ... همگى از انواع ذكر است و اين اذكار نيز به صورت جلى مطلوب و حتى مأمور به مىباشد و به لحاظ فوايد نيز اثرات مثبتى كه ذكر جلى به صورتهاى مختلف( بر روى ذاكر و بر روى ديگران كه مىشنوند- اعم از موافق و مخالف-) دارد قابل انكار نيست و در حاشيه صفحه ١٣٥ نيز گذشت كه در طريقه كبرويه( طريقه متبوع سيد همدانى) مريد مبتدى فقط بر ذكر لا اله الا اللّه به صورت جلى و جهر مواظبت مىكند تا قلبش بيدار به ذكر مىگردد آن موقع به ذكر خفى يا سرّى مىپردازد.