احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥٣٩ - ذكر
|
چون نميائى [به سير] از خويش تو |
كى توانى شد خدا انديش تو |
|
|
چند خواهى بودنى پخته نه خام |
نى بدونى نيك نه خاص و نه عام |
|
|
تشنه از دريا جدائى ميكنى |
بر سر گنج و گدائى ميكنى |
|
|
كار بايد كرد و مرد كار نيست |
ورنه تا آب از تو ره بسيار نيست |
|
|
ور چنين مىبگذرد عمريكه هست |
نيست جز باد از چنين عمرى بدست |
|
چون معلوم كردى كه ذكر ظاهر توحيد است و معرفت باطن و حقيقت آن بدانكه ذكر مختار نزديك ارباب بصيرت لا اله الا اللّه است زيرا كه قطع منازل اينراه بخطوات نفى و اثبات ميسر ميشود كه پيوسته بمنجل نفى قطع عوايق اشجار غيريت ميكند از بستان دل و بقوت اثبات، نهال توحيد ثابت ميكند و اينمعانى جز در حقيقت لا آله الا اللّه يافت نميشود و هيچ نوع از عبادات و اذكار در ترقى درجات منازل و مقامات اثر سرعت اين كلمه نداشت و از اينجهت بود كه رسول ٧ فرمود كه كل حسنة [يعملها] الرجل يوزن يوم القيامة الا شهادة ان لا اله الا اللّه فانها [لا توضع] فى الميزان فانها لو وضعت فى الميزان و وضعت السموات السبع [و الارضون السبع] و ما فيهن كان لا اله الا اللّه ارجح من ذلك ميفرمايد كه در محشر عظيم كه قيامت است جميع اذكار و اعمال بنده را در ديوان حساب و ميزان آرند مگر لا اله الا اللّه كه از محسوبات و موزونات نشمارند زيرا كه عرش و فرش و آسمان و زمين طاقت مقابله انوار توحيد ندارند.
چون بعضى از فضائل ذكر دانستى بدانكه ذكر جهر [منهى] است از وجوه بسيار بعضى از كتاب و بعضى از سنت و بعضى بقياس عقلى.
وجه اول حقتعالى ميفرمايد وَ اذْكُرْ رَبَّكَ [فِي نَفْسِكَ] تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ دوم فرمود در آيت ديگر وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها سيم فرمود ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً [وَ خُفْيَةً] چهارم از براى ادب صحابه فرمود يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ