احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٧ - سيد بلبل شاه سهروردى تركستانى در كشمير
اختيار كرد و لقب سلطان صدر الدين گرفت او اولين پادشاه مسلمان بود كه در كشمير برتخت جلوس كرده است. با مسلمان شدن سلطان صدر الدين، جمعى از خويشاوندان و اميران او هم دين اسلام را پذيرفتند. سيد بلبل شاه مذكور هم كارهاى تبليغى خود را ادامه داد و ده هزار نفوس را بحلقه اهل اسلام درآورد، و در سال ٧٢٧ ه فوت كرده.[١]
شاهمير (شاه ميرزا) در عهد سلطان هم پيشرفت شايانى بدست آورد او نه فقط اتاليق و وكيل حيدر پسر سلطان بود بلكه وزير مقتدر سلطان نيز بود.
بظاهر بمشورت شاهمير، سلطان ميخواست كه تقويم قديمى كشمير را تغيير بدهد ولى براى نفوذ سال هجرى قمرى زمينه مناسب فراهم نشده بود. بنابراين از سال ٧٢٥ ه سال كشميرى را رواج داد كه تا دوره اكبر شاه امپراتور تيمورى هند (كه در سال ١٥٨٦ م كشمير را فتح كرده و ضميمه سلطنت خود ساخته) ادامه داشته است.[٢]
سلطان صدر الدين در سال ٧٢٨ ه فوت كرد و برادرش اودياديوا (كه بودايى بود) جانشين او گرديد. زن معروف سلطان صدر الدين كوتهرين (كوته رانى) كه بظاهر مسلمان و به باطن بودائى بود بعد از فوت سلطان دوباره علنا خود را بودايى تلقى ميكرد و با برادر سلطان (يعنى پادشاه اودياديوا) ازدواج كرد. كوته رانى نسبت بشاهمير عدوات ميورزيد و او را از وزارت و اتاليقى پسرش منفصل كرد ولى بعنوان يكى از افسران نظامى او به خدمت ادامه مى داد. در سال ٧٣٩ ه سلطان اودياديوا فوت كرد و كوتهرانى اقتدار را بدست گرفت. البته شاهمير و هواخواهان او هم غافل و بىخبر نبودند. شاهمير از ضعف و فتور سلطنت استفاده كرده با كوتهرانى و وزير بودائى او بنام «بهكشانه» جنگ كرد و در انجام كار پيروز شد. كوتهرانى و امراى او گرفتار شدند، ولى شاهمير جوانمردانه همه را عفو نمود و معذرت و الحاح كوتهرانى را پذيرفت و
[١]- در واقعات كشمير اين شعر در تاريخ وفات سيد منقول است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢]- تاريخ حسن، جلد ٢، ص ١٦٩.