احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٦٢ - ٢١ آنكه بر هر ورقى عكس جمال تو بديد - غرق آبىست كه يك قطره بلذت نچشيد
|
بخرابات فنا محو شود در لمعات |
از مى عشق تو يكجرعه هرآنكس كه چشيد |
|
|
توتيا خاك شود در نظر همت او |
آنكه در ديده ز خاك در تو سرمه كشيد |
|
|
چون مه نو شود انگشتنما در همهجا |
پشت هركس كه ببوسيدن پاى تو خميد |
|
|
شده از طالع فرخنده سرافراز جهان |
آنكه از صدق و ارادت بركاب تو دويد |
|
|
به على يك نظر لطف كن از راه كرم |
كه بجائى نرسد بىنظر پير، مريد |
|
٢١ [آنكه بر هر ورقى عكس جمال تو بديد- غرق آبىست كه يك قطره بلذت نچشيد][١]
|
آنكه بر هر ورقى عكس جمال تو بديد |
غرق آبىست كه يك قطره بلذت نچشيد |
|
|
در زكام غم عشق تو فرو رفت بخاك |
آنكه از طره مشكين تو بوئى نشنيد |
|
|
هركه بيرون ز خود اندر طلبت سعى نكرد |
از پى آب چو ماهى بهمه عمر طپيد |
|
|
آنكه با عقل طلب كرد همه عمر نيافت |
و آنكه بىخويش درآمد بيكى لحظه رسيد |
|
|
خواب جهل از حرم قرب مرا دور فكند |
ورنه نزديكتر از دوست كسى هيچ نديد |
|
|
از تجلى جمالش همه ذرات وجود |
مست عشقند ببادى كه از آن كوى وزيد |
|
[١] (*) آ: ص ٤٢٠ مخمس بيست و چهارم، ب: برگ ١٩٦ الف، ت برگ ٤١٧ غزل ٢١، م برگ ٤٢٣ غزل ٣، ن: ص ٢١ غزل ٢٣، س: شماره ٩-