احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٦ - سيد بلبل شاه سهروردى تركستانى در كشمير
و به كابل برگشت.[١]
در اين نابسامانى راجه سمبها و وليعهد او از كشمير فرار كرده بودند.
عجيبتر اينكه پسر حكمران خطه لداخ (تبت) باسم رنچن كه در آن موقع با جمعى از نظاميان خود در كشمير سياحت دوستانه انجام ميداد از دگرگونى اوضاع سوء استفاده كرده و بكمك نظاميان و دوستان خود حكومت كشمير را در سال ٧٢٠ ه (١٣٢٠ م) بدست گرفت و برتخت سلطنت جلوس نمود.
سلطان رنچن و نظاميان او از لداخ برمذهب بودائى بودهاند و عوام كشمير هندو، بنابراين اختلافات مذهبى در جريان بود و چندين بار جنگها و اغتشاشات خونين روى داد. سلطان رنچن ازين وضع خيلى تأسف مىخورد ولى چارهاى نميديد.
سلطان از مذهب بودائى متنفر گشته بود ولى علاقه خود را به مذهب هندوان هم نشان نميداد[٢] و در عالم تردد و شك و تذبذب بسر ميبرد و در آخر الامر مسلمان گرديد.
سيد بلبل شاه سهروردى تركستانى در كشمير
ميگويند رنچن روزى تصميم گرفته بود كه روز بعد صبحگاهان هر شخصى كه مورد توجه او قرار بگيرد دين او را قبول كند و همان دين را بكوشش هرچه تمامتر در كشمير رواج دهد. روز ديگر صبح زود بيرون آمد و براى عملى ساختن تصميم خود هرسو نگاه ميكرد. قضا را نظرش بر شخصى افتاد كه محترم و معزز بود. اين شخص سيدى متدين و مبلغ اسلام بود كه چندى پيش از تركستان وارد كشمير شده بود. اسم گرامى آن سيد بزرگوار، سيد عبد الرحمن بلبل شاه سهروردى حنفى تركستانى بود ملقب به شريف الدين. سيد آن موقع وضو كرده و كنار رودخانه ابهت (جهلم كنونى) محو گزاردن نماز بود. سلطان رنچن نزد او رفت و از مذهبش پرسيد. سيد گفت مذهب من التزام به توحيد خداوندى و احترام به بشريت است و آن مذهب اسلام است. سلطان رنچن اسلام
[١]- در تاريخ كشمير از ناراين كول تاريخ حمله را ٧٢٤ ه نوشته ولى پيداست كه ٧٢٠ ه درست است.
[٢]- ولى بقول مورخان هندو- هندوها او را بدين خود نپذيرفته بودند. گلزار كشمير برگ ١٤١ تاريخ كشمير( ناراين) برگ ٩٥.