احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٤ - گسترش دين اسلام در كشمير و سهم مير سيد على همدانى در آن
برخورد دوم اهالى كشمير با سلطان محمود سبكتكين غزنوى (٣٨٧- ٤٢١ ه) بوده است. در سال ٤٠٤ ه. سلطان محمود با آنند پال (حكمران لاهور و ملتان) جنگ كرد و او را شكست داد. حكمران كشمير بنام سانگاراما هم درين جنگ بحكمران لاهور و ملتان كمك نظامى داده بود. محمود براى كينهكشى و انتقامجوئى در فصل زمستان همانسال به كشمير حمله كرد. درباره اين حمله در تاريخ حسن آمده است: «... در سال ٤٠٤ ه سلطان، بكشمير رسيده بود بتعاقب ترى لوچنپال (پسر آنند پال) حاكم لاهور ... چون موكب منصور از راه راجور سايه انداز خطه كشمير گشت، راجه آنجا بزور اقبال استقبال كرده تحايف و هداياى غريب و عجيب نزد حكومت گذرانيد. سلطان بحال او ابواب احسان مفتوح داشته، خراج شاهى معمول كرده بر مملكت خود بدستور قائم ساخت ... سلطان از دره كشمير غنيمت بىشمار گرفته جمعى كثير را بدين اسلام آشنا كرده يكماه در سير كشمير گذرانيده به غزنين آمد» ولى بعضى از لشكريان مسلمان او در كشمير باقى ماندند.[١]» ولى سلطان كشمير بد عهدى كرد و مانع اداى خراج گرديد سلطان محمود دوباره در زمستان سال ٤١٣[٢] بكشمير حمله كرد ولى بنا بر دشوار گذارى و برفبندى راهها موفق نشد كه بآن خطه ورود كند. محمود در حمله اول فقط قسمت جنوبى كشمير يعنى جامون را گشوده بود و آن هم بنابر بدعهدى حكمران كشمير بىنتيجه ماند. سلطان بعد از آن نيز از فكر فتح كشمير غافل نبوده و شعراى دربار او نيز در تحريك سلطان ميكوشيده و در اشعار خود آرزوى ديدن كشمير را ميآوردهاند مثلا فرخى سيستانى (م ٤٢٩ ه) ميسرايد:
|
گاهست كه يكباره به كشمير خراميم |
از دست بتان پهنه كنيم از سر بتگوى |
|
|
شاهيست بكشمير اگر ايزد خواهد |
امسال نيارامم تاكين نكشم ز وى |
|
و در جايى خطاب به امير محمد بن سلطان محمود ميگويد:
[١]- جلد دوم، ص ٨٤ و ٨٥.
[٢]- در زين الاخبار گرديزى،( ص ١٨٥) سال حمله را ٤١٢ نوشته است. تهران ١٣٤٦ شمسى.