احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٠٢ - شربنا على ذكر الحبيب مدامة - سكرنا بها ان يخلق الكرم
كوؤس شراب محبت ذوالجلال و موصل متعطشان فيافى آمال بمورد زلال وصال اوست كه انا مدينة العلم و على بابها[١] و چنانك هلال غير بدر نيست بلكه جزوى (ازوست[٢]) و سيد اوليا را با مهتر انبيا همين حكم است كه (خلقت[٣]) انا و على من نور واحدة على منى و انا منه[٤] و از امتزاج احكام شرايع مصطفوى و اعلام حقايق مرتضوى نجوم مشارب اذواق اعيان اولياء :[٥] ظاهر شد و آنك سيد[٦] در حق مهتر اصفيا فرمود كه انا و انت ابوى هذه الامة اشارت بدين معنيست زيرا كه منبع اسرار معارف توحيد و مطلع انوار معالم تحقيق اوست و حصول (كمال[٧]) درجات اسرار جميع اهل كشف و شهود از ينبوع هدايت او بود و هست و خواهد بود كه انا المنذر و علىّ الهادى و بك يا على يهتدى المهتدون[٨] (چون[٩]) اين سر برتو مكشوف شود بدانى كه طوالع انوار حقايق هرولى مقتبس از مشكوة ولاية على است و با وجود امام هادى متابعت غيرى از احوليست و به تقدير (دوم[١٠]) مراد از بدر روح قدسى بود كه در مرتبه اضافت مستمد حقايق اسرار جبروتى و ملكوتى مىگردد از منبع لاهوتى و در مقام
[١] (*) يكى از خوانندگان نسخه دوم ما( نسخه« د») از سر ضديت با شيعه و بلكه با على( ع) كوشيده است خبر« على بابها» را در اين حديث محو كند و ديگرى نيز آنچه را او در متن محو كرده در حاشيه آورده است.
[٢] - وى است.
[٣] - ندارد.
[٤] (**) از دو خوانندهاى كه ذكر خيرشان گذشت، يكى كوشيده است تمام اين حديث« انا و ... منه» را سياه و محو كند و ديگرى نيز آنچه را او در متن سياه كرده در حاشيه آورده است!
[٥] (***) كلمه« :» در هر دو نسخه« ج» و« د» به وسيله خوانندگانى كه سلام فرستادن بر اوليا را حرام مىدانند سياه شده و به زحمت خوانده مىشود.
[٦] - انبيا.
[٧] - كمالات.
[٨] (****) خوانندهاى كه نمىخواسته خلفاى سهگانه از على( ع) عقب بمانند چون نسخه اى را كه ما متن قرار دادهايم مطالعه كرده در حاشيه اين حديث با خط بدى نوشته:
بغير انبيا و شيخين و عثمان.
[٩] - آثار.
[١٠] - دويم.