احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤
در معرفى على همدانى بقول شيخ مذكور، حضرت رسول ٦ فرمودهاند:
«يكى از اولاد من بود، كه اگر من نبود مى على ابن ابى طالب بجاى من بودى و اگر على ابن ابى طالب نبودى او بودى. گفتم يا رسول اللّه ٦ پس كى خواهد بود؟ فرمود كه بعد از هجرت من هفتصد و سيزده سال در زمين عراق در شهر همدان آن ستاره طلوع خواهد نمود. گفتم يا رسول اللّه يا قرة عينى يا نبى اللّه نام او چه خواهد بود؟ فرمودند كه على همدانى. بعد از آن حضرت مفخر موجودات دعا كردند و اللّه تبارك تعالى اجابت كرد»[١].
خلاصه لقب «على ثانى»[٢] بنا بر مقام شامخ معنوى اوست[٣]. و از آن روز كه مريدان از زبان او كيفيت رؤياى مذكور شيخ حبشى را شنيدند او را بلقب «على ثانى» ملقب كردهاند. درين مورد بعضى از اشعار شيخ يعقوب صرفى كشميرى (٩٢٨- ١٠٠٣ ه) نقل ميگردد. او در مثنوى «مسلك الاخيار» در منقبت على همدانى گفته است:
|
همچو على دانش ربا نيش |
ز آن لقب آمد «على ثانيش» |
|
|
چون به على نسبتش آمد تمام |
هم به حسب هم به نسب هم بنام |
|
|
از ره تعظيم نباشد عجب |
گر «على ثانيش» آمد لقب |
|
|
ظاهر ازو سر على ولى |
بل هو سر لابيه العلى |
|
|
هست برين نكته دليل قبول |
«الولد سر» بقول رسول ٦[٤] |
|
* لقب «شاه همدان» او ابتدا در كشمير و سپس در ساير نقاط شبه قاره هند و پاكستان شهرت پيدا كرده است. اكنون هم او در آن سامان به اين لقب معروفتر است تا بنام يا القاب ديگرش. در ساير كشورهاى اسلامى و مخصوصا در شبه قاره پاكستان و هند سيدها را بنابر احترام خاص «شاه» ميگويند و صوفيه غير سيد
[١] - مستورات( ع) برگ ١٢ نيز در فرهنگ ايران زمين تهران شماره ٦ سال ١١٦٧ ش ص ٤٢.
[٢] - سيد على شيرازى م ٩٨٩ ه( شافعى) راهم« على ثانى» مينامند. تذكره صوفياى سند ص ١٠٦( بزبان اردو).
[٣] - اين مطلب را مرحوم استاد سعيد نفيسى نوشته است: تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران و در زبان فارسى، ج ٢، ص ٤- ٧٥٣.
[٤] - تذكره شعراى كشمير( دكتر تيكو) ص ١١.