احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٤٤ - كلاه و سراويل
و جزوى از خلعت فقر بدو دهند (يعنى) كلاه[١] و سراويل و اين دو خلعت اگرچه جزو خرقه است اما اصل آنست.
[كلاه و سراويل]
اما كلاه بدان جهت است[٢] كه تاج كرامت است و اما سراويل از ان جهت كه مقصود از خرقه ستر عورت[٣] است و اصل ستر در عبادات[٤] از ناف است تا به زانو و ساتر اين محل سراويل است و ازين جهت بود كه خليل را صلوات اللّه عليه كه مظهر اين معنى بود وحى آمد كه «و استر عورتك من الارض» يعنى بپوشان عورت خود را از زمين. بعد ازين وحى ابراهيم را ٧ پيوسته دو سراويل بودى چون يكى را به شستن حاجت آمدى ديگرى را بپوشيدى.
و همچنانكه[٥] سراويل و كلاه جزو خرقه است و اما اصل آنست[٦] همچنين فتوت اگرچه مقامى است از مقامات فقر، اما اصل جميع مقامات است و همه مقامات مبنى بروى است بلكه قواعد و اساس جميع كمالات انسانى بدو[٧] منوط است و اين معنى جميع درجات مكارم اخلاق را شامل است.
و چنانكه در عالم ظاهر اگرچه[٨] شخصى را فطنت و استعداد بحدى رسد كه هزار[٩] كتاب را بىاستاد بخواند و فهم كند، اصلا سخن او مسموع نباشد[١٠] و فتوى وى را اعتبار نباشد تا نزد استادى[١١] بخواند كه نسبت علم وى نقل به نقل به صحابه و رسول صلى اللّه عليه و سلم درست شده باشد، همچنين در طريقت فقر و فتوت[١٢] اگر كسى صد سال مجاهده كشد و بسعى تمام بذل مجهود كند آن را[١٣]
[١] - اياوچ: اما كلاه و اما سراويل.
[٢] - چ: است ندارد.
[٣] - عورت: درمق و چاپى.
[٤] - عبادت.
[٥] - چ: ندارد كه.
[٦] - ايضا در ميان آنست و هم: كه.
[٧] - ايا و مق: برو.
[٨] - چهدرچ.
[٩] - مم مراز؟
[١٠] - چ: ندارد و قبل از فتوى هم ندارد.
[١١] - قدس: بخواند و ختم كند چ نخواند.
[١٢] - مم: و فتوت ندارد.
[١٣] ( الف) بنگريد به تعليقات در آخر اين رساله شماره دو.