احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٠٥ - «اخيت» و رابطه آن با فتوت
كسى را دانند كه از يك پدر يا از يك مادر باشد و اگر كسى ديگر را برادر خوانند از سر رسم يا تكلف بود اما در واقع او را برادر اعتبار نكنند.
مرتبه دوم خواص مؤمناناند و علماى دين كه بقوت علم و نور ايمان از مرتبه تقليد و رسوم ترقى كنند و بقدر حوصله هركس احوال و اسرار و حقائق دين از شواهد اختيار و از آثار كتاب و سنت استدلال كنند. پس بحكم «انما المومنون اخوة» همه مؤمنان را برادر دانند.
مرتبه سوم اصطلاحى و آن ميان ارباب قلوب و اهل تحقيق است كه اين طائفه اين اسم را اطلاق مىكنند بر اهل مقامى از مقامات سلوك كه عبارت از آن مقام فتوت است.[١]
اگرچه مير سيد على كلمه «اخى» را عربى دانسته و ظاهرا نيز چنين است و به معنى «برادر من» مىباشد ولى محققان متعدد فكر مىكنند كه اصل اين كلمه اقى و مأخوذ از ريشه تركى (لهجه اويغورى) است و معنى آن «فياض» و «سخى» و «جوانمرد» است كه بعدها كمكم تلفظ آن «اخى» شده و سپس به جاى اقى، بيشتر «اخى» بكار رفته است ولى كارهاى «اخى» همان كارهاى «اقى» بوده است. اصطلاح «اخى» (- جوانمرد و فتى و مظهر فتوت) قبل از قرن هفتم هجرى بندرت ديده مىشود و شايد شيوعى نداشته است ولى نام چند تن از «اخىها» در دست است و از آن جمله يكى اخى فرج زنجانى (م ٤٥٧ ه) كه در گزارشهاى زيادى به عنوان مرشد و پير نظامى گنجوى از او ياد شده است.
ولى بظاهر نظامى مريد او نبوده و فقط به شخص و تعليمات وى علاقه فراوان داشته است. و اينكه مريد او تلقى شده از اشتباهات دولتشاه سمرقندى است و نظامى در حدود سال ٥٣٠ ه ولادت يافته است و اخى فرج مدتها پيش از آن فوت كرده بود. معذلك از اين گزارشها برمىآيد كه اخى فرج در شمال ايران آن روزى (و در احوالى اناتولى) زندگانى ميكرده و اخيت را در آن سرزمين رواج داده است. از قرائن معلوم ميگردد كه اخيت در قسمت شمالى ايران شيوع و رواج داشته ولى در نتيجه حمله خانمانسوز مغول، كه در اوائل سده هفتم هجرى
[١] - بنگريد به متن فتوتيه كه بعدا خواهد آمد.