احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٧٢ - ملامتيه و فتوت
ابو بكر، حميت عمر، حياى عثمان، و علم على رضى اللّه عنهم همه را يكجا دارد و با چنين مقامى نفس خويش را نكوهش كند و آنچه را دارد چيزى نشمارد و گاهى در دلش خطور نكند كه او هم چيزى هست و نپندارد كه حال پسنديدهاى دارد. در جميع احوال عيبهاى نفس و نقصان كردارهاى خويش و فضل برادران را برخويش روشن بنگرد ... و يكى از ملامتيان بنام على بن ابى بكر اهوازى گفت: اصل جوانمردى آنست كه در خود يك فضيلت هم نبينى[١]
در مورد رابطه ملامتيه و فتيان حكايت حمدون قصار نيشابورى (م ٢٧١ ه) و نوح عيار بسيار جالب است، حمدون قصار ميفرمايد: روزى اندر جويبار حيره نيشابور ميرفتم نوح نام عيارى بود بفتوت معروف و جمله عياران نيشابور در فرمان وى بودندى ويرا اندر راه بديدم گفتم يا نوح جوانمردى چهچيز است؟
گفت: جوانمردى من خواهى يا از آن تو؟ گفتم هردو بگوى. گفت: جوانمردى من آنست كه اين قبا بيرون كنم و مرقعه بپوشم و معاملات را برزم (ورزم) تا صوفى شوم و از شرم خلق اندر آن جامه از معصيت بپرهيزم و جوانمردى تو آنك مرقعه بيرون كنى تا تو بخلق و خلق بتو فتنه نگردند. پس جوانمردى من حفظ شريعت بود براظهار و از آن تو حفظ حقيقت بر اسرار و اين اصلى قوى است.[٢]
اما ملامتيه صورت زهد مفرط و عملى را نشان ميدادند و بقول پرفسور هارتن: فتيان اينقدر حد افراطى را نپيمودهاند و «اصحاب فتوت تقوى و شرف را باهم جمع كردند درحالىكه اهل ملامت دنيا را آشكار تحقير مىنمايند و سرزنش نفس را براى رسيدن بكمال روحى و اخلاقى وسيله ضرورى
[١] - ملامتيان و صوفيان و جوانمردان ص ٢١، ٢٤، ٧٣ ترجمه فارسى آقاى على رضوى از تاليف عربى دكتر ابو العلا عفيفى به ضميمه رساله ملامتيه از سلمى نيشابورى) كابل ١٣٤٤ ش.
[٢] - كشف المحجوب، ص ٢٢٨.