احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٩
شيخ محمود بوده است. خود شيخ محمود هم در طريقت از مريدان برجسته شيخ علاء الدوله بوده است.
شيخ اخى و شيخ محمود
از لفظ اخى پيداست كه شيخ ابو البركات اخى على دوستى از اخيان و جوانمردان بوده و يكى از وقايع جوانمردانگى او را صاحب خلاصة المناقب هم نقل كرده است: «... هر سال هزار جوى پاليز بكشتى بدست مبارك خود و هر سال خوب شدى و چون خربزه رسيدى بدست خود بمردم دادى»[١].
مؤلف ميفرمايد كه اخى از غله كشتهاى خود به مردم مىبخشيد و حد اكثر بمردم دعوت طعام ميداد. اين اخى در سال ٧١٤ ه از حضرت علاء الدوله خرقه و اجازه دريافت داشته و صورت اجازه علاء الدوله براى اخى در روضه هشتم «روضات الجنان و جنات الجنان» چنين آمده است: «بسم اللّه الرحمن الرحيم.
در خلوت ستين كه اين بيچاره را در صوفى آباد بامر غيبى اتفاق نشستن افتاد، فرزند عزيز على دوستى در عشر اخير رمضان سنه ٧١٤ ه عزلتى اختيار كرده و حق تعالى او را باقصى مطالب خواص الحضرة الربانية رسانيد و اين بيچاره كتاب ربانى و شمشير سبحانى و آئينه رحمانى در «غيب» به او داد و بعد الاستخارة او را اجازت داد تا در طالبان حق بامر حق تصرف كند. در شريعت بوفق آنچه در كتاب كريم و سنت نبى امى صاحب الخلق العظيم است گويد و شنود و در طريقت اگر پاى از جاده بيرون نهند بدست همت اين شمشير بردارد و سر هواى ما سوى خدا از آدمان را از تن جدا كند و دائما در آن آئينه حقيقت ترجمان مىنگرد و جمال ولايت خود و سيماى اعمال ايشان را مشاهده ميكند و اگر نقصانى هم يابد در حال بتدارك مشغول شود و بهيچ نوع نگذارد كه غبارى از عالم حدوث به گفتن و خوردن بر چهره آن آئينه نشيند و اگر نعوذ باللّه تعالى از كلمات و لقمات حظوظى غبارى نشست هم در حال روى بخلوت آرد و بصفاى فكر آن غبار را پاك كند.
ديگر شيخى خانقاه روضه كه در سمنان بر شارع عام مقابل مسجد جامع
[١]- ح- م( با) برگ، ٢٠.