احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٢٩ - ١١ - رساله«موچلكه»
|
گردمى اين زندگى مىبايدت |
پاى تا سر بندگى مىبايدت |
|
|
مرد مىبايد تمام اين راه را |
جان فشانى بايد اين درگاه را |
|
|
طعمهاى كان پاكبازان را دهند |
هرگزان كى نونيازان را دهند |
|
|
كار آسان نيست با درگاه او |
خاك مىبايد شدن در راه او |
|
١١- رساله «موچلكه»[١]
نسخه خطى: شماره ٤٢٥٠ (كتابخانه ملى ملك تهران).
موچلكه[٢] (يا مچلكه) يكى از ارادتمندان سيد بوده و اين رساله مختصر (در ٤ برگ) در دنباله ملاقات و صحبت موچلكه با سيد نگارش يافته است.
به اين ترتيب كه وقتى موچلكه در نماز عشاء با سيد بوده و در قفاى او نماز گزارده است در ضمن قرائت على همدانى اين آيه و آيات قبل از آن را تلاوت فرمود: «... وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ ...»[٣] موچلكه بغوامض معانى و حكم درونى اين آيه و آيات قبلى پى نبرد و باين علت سيد اين رساله مختصر را نوشته و براى موچلكه و امثال وى همان آيات را شرح فرموده است. مينويسد: «... دوش كه خدمت آن عزيز حاضر بود اين آيه[٤] مع قبله[٥] در قرائت عشاء خوانده شده و آن عزيز گويى كه هيچ از آن فهم نكرد. ابو ذر غفارى رضى اللّه عنه روايت كرد از حضرت سيد كائناث صلى اللّه عليه و سلم كه ما من حرف من القرآن الاوله ستون الف فهم. نميدانم كه اين فقهاى زمان تو از اين شصت هزار يكى هم فهم كردهاند يا نى ...
عرب اللّه گويد و عجم خدا ميخواند و ترك «تنكرى» ميداند و مغول «يلواج» بر زبان ميراند ولى مقصودشان يكى است[٦]» همينطور سيد در حكم ظاهر و
[١] - موچلكه( مچلكه) به معنى كوچك و ظريف و قشنگ و آبدار است: فرهنگ فارسى معين جلد سوم ص ٢٨٨٦- ٢٨٨٧ اين كلمه لقب يكى از ارادتمندان على همدانى بوده كه ما او را نميشناسيم.
[٢] - موچلكه( مچلكه) به معنى كوچك و ظريف و قشنگ و آبدار است: فرهنگ فارسى معين جلد سوم ص ٢٨٨٦- ٢٨٨٧ اين كلمه لقب يكى از ارادتمندان على همدانى بوده كه ما او را نميشناسيم.
[٣] - آيه ٢٢: سوره الروم ٣٠.
[٤] - يعنى آيه ٢٢ سوره الروم.
[٥] - بظاهر آيات ١٨- ٢١ از سورة الروم.
[٦] - ٢٣/ ٤٢٥٠ ملك برگ ٤٠٠.