معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٧ - توجيه استاد معرفت درباره گفتار علامه طباطبايى
توجيه استاد معرفت درباره گفتار علامه طباطبايى
مراجعه به روايات براى فهم قرآن كريم دو معنا دارد، اولًا: مىدانيد كه تفسير در جايى است كه مشكلى در آيه بوجود بيايد والا ترجمه آيات، تفسير آيات نيست. مثلًا در باب تفسير به رأى، اختلافى بين آقاى خوئى و علامه است كه آقاى خوئى مىفرمايند: اگر كسى طبق قواعد مقرره در اصول محاوره برود سراغ آيات و آيات را تفسير كند، اين تفسير به رأى نيست و اگر بر خلاف مقررات و قواعد فهم در باب محاورات به سراغ آيات رود اين تفسير به رأى است.
از سويى علامه مىفرمايد: اساساً اگر شما براى فهم آيات، سراغ قواعد مقرره برويد اين تفسير به رأى هست. و اين تناقض بين اين دو مرد بزرگوار- كه هر دو استوانهاى در تفسير هستند- وجود دارد. ولى ببينيد علامه نظر مباركشان روى آيات مشكله است، چون تفسير كشف القناع عن اللفظ المشكل مىباشد؛ اگر اشكالى و ابهام و پيچيدگى در لفظ آيه باشد كه خود لفظ نمىتواند گوياى خودش باشد، اينجا است كه مفسر كار خودش را انجام مىدهد و با ابزار مناسبى كه در اختيار دارد رفع مشكل مىكند؛ اين تفسير است، و لذا ايشان مىفرمايد: شما اگر در چنين جايى بخواهيد با اين ابزار متعارف حل مشكل كنيد، نمىتوانيد؛ اين تحميل بر قرآن است. و لذا خود آقاى خوئى هم در آخر فرمايششان مىفرمايد: گرچه استناد به قواعد مقرره در فهم قرآن كريم، تفسير نيست و آخر فرمايش ايشان مىخورد به فرمايش علامه، پس در مواردى كه مثلًا فرض بكنيد فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ[١] اين اولًا براى مفسر مشكل است چون «لاجناح» به معناى «گناهى نيست» مىباشد حال اين كه سعى بين صفا و مروه واجب است و ركن است، پس چطورى مىگويد فلاجناح؟ علامه مىگويد شما چطور مىتوانيد با قواعد مقرّره اينجا از اين آيه رفع اشكال كنيد؟ پس مسأله اين است كه نظر علامه و بزرگان روى آيات مشكله است كه چگونه بايد آن را تفسير كرد. آن وقت علامه كه مىفرمايد نبايستى سراغ روايات رفت، يعنى نمىتوانيد از طريق روايات، آيه را معنا كنيد، و سراغ روايت رفتن، دو قسم است؛ يك بار اين است كه شما از اين روايت معنا در دهان آيه بگذاريد و اين ممكن نيست، چون قرآن كريم خود بايد گوياى حقيقت خودش باشد،
[١] . بقره، آيه ١٥٨.