معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٢ - علم الموهبه شرط لازم براى تفسير يا شرط كمال؟
حصول علم الموهبه در دست ما نيست، اما اسباب و عللى كه سبب پيدايش آن مىشود در اختيار ما قرار دارد مانند عمل صالح، زهد و مانند آن.[١]
اشكال و پاسخ فوق را مىتوان نسبت به صفات اخلاقى نيز مطرح كرد، چرا كه حصول صفت اخلاقى در اختيار انسان نيست و كسى نمىتواند مستقيماً صفات اخلاقى را در وجود خود ايجاد كند، پس منظور از وجوب صفات اخلاقى در انسان، ايجاد اسباب آنها است. زيرا هرگاه اسباب آنها تحصيل شود، به خودى خود صفات اخلاقى كه نتيجه قهرى اعمال صالح است در وجود آدمى پديد خواهد آمد.
علم الموهبه شرط لازم براى تفسير يا شرط كمال؟
گرچه عبارت استاد معرفت و تنى چند از عالمان دينى و مفسران قرآن از آن حكايت دارد كه علم الموهبه شرط تفسير عادى قرآن مجيد است و بر هر مفسرى لازم است ابتدا به علم الموهبه برسد بعد به تفسير پردازد؛ اما تعداد ديگرى آن را شرط كمال مىدانند. افرادى كه آن را شرط فهم اسرار قرآن مىدانند نه تفسير عادى، لاجرم بايد معتقد باشند كه دارا بودن علم الموهبه در سطح تفسير عادى از شرايط كمال آن است.
البته مىتوان تخمين زد كه استاد معرفت با توجه به روش فكرى خويش و آنچه كه از راغب اصفهانى نقل مىكنند خود از افرادى قلمداد مىشوند كه علم الموهبه را شرط كمال مىدانند. ايشان از راغب اصفهانى عبارتى را نقل مىكند كه وى مىگويد: براى آن كس كه به تفسير قرآن اقدام مىكند سزاوار است كه تقواى الهى را در نظر بگيرد و از شر نفس اماره، و عجب به خدا پناه برد، زيرا عجب اساس هر تباهى است. كلمه سزاوار، در عبارت راغب اصفهانى است نشانگر آن است كه علم الموهبه براى تفسير عادى ضرورى نيست، بلكه پسنديده و نيكو است و به عبارت ديگر شرط كمال آن خواهد بود. در غير اينصورت بايد عبارت تغيير مىكرد و به جاى آن از واژه ضرورت و لزوم
[١] . ر. ك: همان، ج ١، ص ٥٨، به نقل از جلالالدين سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج ٤، ص ١٨٨.