معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٩ - ٣ تفسير عرفانى از ديدگاه استاد معرفت در كتاب تفسير و مفسران
اما استاد معرفت اين دفاع را بر نمىتابد و با حفظ ادب و احترام به نقد علمى آن مىپردازد و مدعيات صوفيه و ارباب سلوك را خواطر و اوهام و هواجس و تخيلات محض ارزيابى مىكند و حتى بعيد نمىداند كه منشأ شيطانى داشته باشند.[١]
٣. تفسير عرفانى از ديدگاه استاد معرفت در كتاب تفسير و مفسران
برخلاف واكنش سريع و تند استاد معرفت در برابر شيوه تفسيرى صوفيه و ارباب سلوك در كتاب التفسير و المفسرون، و ارزيابى شتابزده آن، در ترجمه اين اثر: تفسير و مفسران، موضع كاملًا متفاوتى در برابر اين گرايش تفسيرى گرفته و با درنگ و درايت بيشترى، همدلانه به آن پرداخته است. وى پس از معرفى اجمالى مكتب عرفان، به تبيين شيوه تفسير عرفانى مبادرت كرده و يادآور شده است كه عرفا خود را خواص، بلكه خاصالخاص مىنامند، و در تفسير قرآن، از اشارات قرآنى بهره مىگيرند و راه تأويل را مىپيمايند. آنان فهم اسرار پنهان در بطن قرآن را كه با رمز و اشاره بيان شده است، مخصوص خواص مىدانند و در اين باره به احاديثى از جمله اين حديث، استناد مىكنند:
كتاب الله علي اربعه اشياء: علي العباره و الاشاره و اللطائف و الحقايق. فالعباره للعوام؛ و الاشاره للخواص؛ و اللطائف للاولياء؛ و الحقائق للانبياء.[٢]
ظاهر عبارت (يعنى دلالتهاى مطابقى الفاظ) براى همگان است؛ اشارات (يعنى دلالتهاى التزامى، بهويژه دلالتهاى التزامى غير بيّن) براى خواص است كه ژرفنگرند؛ لطايف (يعنى نكات لطيف و رموز دقيق) براى كسانى است كه به مقام قرب و ولايت نائل آمدهاند؛ حقايق و اسرار نهفته، مخصوص كسانى است كه با وحى سر و كار دارند و از اسرار غيبى باخبرند.
اهل عرفان خواستهاند با تأويل ظاهر قرآن، به باطن آن پى ببرند. برخى از آنان نسبتاً موفق و بعضى ناموفق بودهاند. جهتگيرى تفسير عرفانى به سوى تهذيب نفس و تحليه آن به مكارم اخلاقى است، ولى تحقق اين هدف بسيار
[١] . رك: محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، صص ٥٣٧- ٥٣٥.
[٢] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٧٨؛ عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١٠٥، شماره ١٥٥.