معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٥ - تأويل متشابه
بمفهوم الآية العامّ أو تعبير الرؤيا أو عاقبة الامر و مآله، كلّ ذلك يرجع إلي مفهوم واحد، و هو تفسير الشيء تفسيراً يكشف النقاب عن وجه المراد تماماً و كمالًا، و لايدع لطروّ الشك أو الشبهة فيه مجالًا.[١]
بنابراين آيتالله معرفت كاربردهاى تأويل در قرآن را به سه دسته تقسيم مىكنند: ا. تأويل متشابه اعم از قول و عمل؛ ٢. تأويل رؤيا؛ ٣. تأويل به معناى عاقبتالامر. در اينجا به بيان و تبيين هر يك از اين موارد از زبان خود ايشان پرداخته و سپس به بيان نكاتى در نقد و تحليل آن مىپردازيم.
تأويل متشابه
آيتالله معرفت در باره اين كاربرد از تأويل مىنويسد: تأويل در موردى به كار مىرود كه گفتار يا كردارى مايه شبهه گرديده، موجب حيرت و سرگردانى شده باشد. لذا تأويل كننده در جهت رفع شبهه اقدام كرده، ظاهر شبههانگيز آن گفتار يا كردار را به جايگاه اصلى خود (وجه صحيح آن) باز مىگرداند.[٢]
اين سخن آيتالله معرفت بر اين مبنا مبتنى است كه ايشان مفهوم شبهه را در متشابهات دخيل مىداند. ايشان در اين باره مىنويسد: تشابه از ريشه «شِبْه» اسم مصدر، به معناى «مِثْل و همانند» يا «شَبَه» مصدر، به معناى همانند بودن گرفته شده است، كه اين همانندى مايه شُبهه گردد، زيرا حقيقتْ پنهان گرديده، حق و باطل به هم آميخته، مايه اشتباه حق به باطل شده است، لذا يك گفتار يا يك كردار حقگونه به صورت باطل جلوهگر شده است.[٣]
ايشان در تبيين اين موضوع مىگويد: تشابه علاوه برآن كه بر چهره لفظ يا عمل، پردهاى از ابهام مىافكند، موجب شبهه نيز مىباشد. بدين ترتيب هر متشابهى هم به تفسير نياز دارد كه رفع ابهام كند و هم به تأويل نياز دارد تا دفع شبهه كند. لذا تأويل نوعى تفسير است كه علاوه بر رفع ابهام، دفع شبهه
[١] . محمدهادى معرفت، التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، ص ١١.
[٢] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٨٨
[٣] . رك: همان، ص ١٤٣.