معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣١٣ - حجيت روايات در تفسير
علامه طباطبايى به عدم حجيت خبر واحد ثقه در تفسير قائل هستند و برخى مانند آيتالله خوئى و فاضل لنكرانى آن را حجت مىدانند و برخى نيز به تفصيل قائل شدهاند كه در آيات الاحكام حجت و در آيات مربوط به عقايد حجت نيست.
استاد معرفت بر اين باور است كه شيوه بررسى و مبناى حجيت در تفسير و تاريخ با فقه متفاوت است. در فقه، خبر واحد ثقه اگرچه ظنى است، اما مىتواند جانشين علم شود و حجت مىباشد؛ زيرا در فقه تعبد به روايت مبنا است. و اطمينان و وثوق بر اساس ظن غالب معتبر شرعى و عقلى كافى است.
اما در تفسير مانند تاريخ، مبناى حجيت متفاوت است و حجيت در اين دو علم تعبدى نيست. دليل تعبد در اينجا شمول ندارد، زيرا عملى نيست تا موجب تعبد شود، بلكه عقيده و اطمينان نفس است. تعبد در اعتقاد يا رأى يا حادثه شخصى معنا و مفهوم ندارد. مثلًا معنا ندارد كه بگوييم تفسير فلان آيه تعبدى است و انسان بايد آن را بپذيرد يا به فلان حادثه يا سخن تاريخى بايد تعبد داشت. تعبد بهطور مطلق در اين امور ممكن نيست[١] و شايد كسانى كه به عدم حجيت خبر واحد در تفسير قائل هستند، منظورشان اين باشد كه تعبد به چنين خبرى ممكن نيست. اما خبر واحد معتبر را مىتوان با توجه به چهار شرط زير پذيرفت و به آن عمل كرد؛ اما نه از باب تعبد به عمل، بلكه از باب علم تعبدى و آن شرايط عبارتند از:
خبر در اصول منابع معتبر وجود داشته باشد؛
راوى به صدق و امانت معروف باشد؛
سلامت متن داشته باشد، بدين معنا كه متن بهگونهاى باشد كه علمآور بوده يا از بين برنده شك و ابهامى در آيه مورد نظر باشد؛
با عقل و نقل ثابت شده در دين معارض نباشد.
با وجود چنين شرايطى، خبر واحد ثقه- حتى اگر سند آن داراى ارسال
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٣٢.