معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩٣ - نقد، تحليل و استنتاج
نقد، تحليل و استنتاج
١. سرچشمه تصوف، معركه آراى محققان است و اينكه زندهياد استاد معرفت- قدس سره القدّوسى- سرچشمه آن را فقط فلسفه اشراق دانستهاند، قابل قبول نيست. نخستين منبعى كه منشأ تصوف اسلامى است، آموزههاى اسلام است. تصوف از زهد شروع شده، ولى به تدريج در طى تكامل و تطور خود، از عوامل خارجى تأثير پذيرفته و آنها را تحليل و جذب كرده و به شكل فكر اسلامى در آورده است. به نظر محققان، مهمترين منابع غيراسلامى تصوف، عبارتند از ديانت مسيحى و فلسفه نو افلاطونى و حكمت اشراقى عرفانى قبل از اسلام و افكار و آراى بودايى.[١]
مهمترين عقايدى كه در باب منشأ تصوف، مطرح شده است، عبارتند از:
١. تصوف، عكسالعمل فكر آريايى ايرانى، در مقابل اسلام عربى است.
٢. شباهت تامى كه در غالب مسائل بين تصوف اسلامى و بعضى از فرق هندى هست، بيانگر اين است كه تصوف، زاييده افكار هندى است.
٣. تصوف اسلامى ناشى از افكار فلسفى، بهخصوص فلسفه نوافلاطونى است. و شاهد آن، شباهتهاى بسيار، بين فلسفه اشراق و تصوف است.
٤. احتمال دارد تصوف خود به خود و مستقلًا، در ممالك اسلامى در بين مسلمانان پديد آمده باشد و شباهتى كه بين آراى متصوفه و مسائل عرفانى ساير اقوام هست، دليل قطعى نيست بر اينكه اين، محصول و زاييده از آن باشد، بلكه مىتوان گفت كه هر دو معلول يك علت است.
٥. سرچشمه تصوف اسلام، مسيحيت و رهبانيت است.
٦. منبع بزرگ تصوف، افكار بودايى است.
٧. خود صوفيه ادعا مىكنند كه تصوف عبارت از لبّ و عصاره و باطن قرآن و احاديث پيغمبر (ص) و نتيجه كشف و شهود اولياى الله است كه از راه تزكيه نفس و تصفيه باطن، مستحق «مواهب» الهى شده و مورد «خواطر ربانى
[١] . رك: قاسم غنى، تاريخ تصوف در اسلام، صص ٦٨- ٥٩.