معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٥ - آيا مفاهيم حاصل شده از علم الموهبه قابل بيان است؟
آيا مفسرى كه خود به علم الموهبه رسيده، مىتواند از اين علم استفاده كند و تفسيرى برگرفته از آن ارائه دهد يا آنكه اساساً معارف حاصله از اين نوع علم قابل بيان و توصيف براى ديگران نيست؟
دو سبب دست به هم داده تا گروهى به عدم امكان بيان علم الموهبه معتقد شوند. نخست، خاصيت رمز و رازمندى عرفان و علم الموهبه است كه استاد معرفت به آن اشاره مىكنند و مىگويند: در مكتب عرفان، حفظ اسرار از واجبات طريقت است و افشاى اسرار به منزله كفر و ارتداد و موجب تنبيه و مجازات است.[١]
حافظ شيرازى هم با اشاره به سرنوشت منصور حلاج مىگويد:
|
آن يار كزو گشت سر دار بلند |
جرمش آن بود كه اسرار هويدا مىكرد |
|
بنابراين اگر معارف حاصل شده از علم الموهبه از طرف واجدان آن بيان نشود، ديگر اين بحث بيهوده خواهد بود و تفسيرى بر اساس آن پديد نخواهد آمد.
سبب دوم، خاصيت ذاتى خود علم الموهبه است كه حتى اگر واجدان اين دانش در صدد بيان برآيند، نخواهند توانست از آنچه كه مىيابند براى ديگران بازگو كنند.
شايد به همين سبب بوده است كه غير عارفان در كار ايشان در ماندهاند و نتوانستهاند از اسرار و معارف آنان آگاهى يابند.
اما گروه ديگرى معتقدند تا اندازهاى واجدان علم الموهبه مىتوانند از يافتههاى خود در تفسير استفاده كنند تا ديگران از تجارب عرفانى آنان بهرهمند شوند. آلوسى از اين گروه شمرده مىشود، زيرا مىگويد: آگاهان بر اسرار كه بسى اندكند، نمىتوانند از بسيارى از آنچه بر آنان افاضه مىشود تعبير نمايند تا چه رسد به نوشتن آن افاضهها و اقامه برهان بر آنها.[٢]
شايد سخن صحيح در اين زمينه آن باشد كه تعبير از مواجيد و بهرههاى
[١] . تفسير و مفسران، ج ٢، ص ٣٥٥.
[٢] . ر. ك: محمود آلوسى، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم و السبع المثانى، ج ١، ص ٦.