معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٦ - تأويل متشابه
نيز مىكند.[١] استاد سپس به رابطه بين تفسير و تأويل اشاره مىكند و مىگويد: بنابراين مورد تأويل نسبت به تفسير، اخصّ مطلق است. هر كجا تأويل باشد، تفسير نيز هست. تفسير در مورد مبهمات است كه در محكم و متشابه هر دو وجود دارد و تأويل صرفاً در متشابه است كه هم ابهام و هم تشابه دارد.[٢]
نقد و نظر: درست است كه واژه تأويل در مورد آيات متشابه و نيز در مورد افعال خضر به كار رفته است، اما آيا وجه جامع اين كاربردها آن است كه قول و عملى باعث شبهه شده است و تأويل به معناى دفع شبهه است؟ در اينجا به بيان دو نكته مىپردازيم:
نكته نخست: واژه تشابه يا متشابه، مستلزمِ مفهومِ «شُبهه» نيست. به نظر مىرسد كه مرحوم آيتالله معرفت با توجه به عبارتِ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ اين نكته را اظهار داشتهاند. واژههاى «متشابه» و «تشابه» صرفاً دلالت دارند بر اين كه بين دو چيز شباهتى وجود دارد و حداكثر آن كه باعث اشتباه آنها با يكديگر مىشود، اما در هر چيزى كه شباهت با چيز ديگر وجود داشته باشد و يا باعث اشتباه با چيز ديگرى شود، نمىتوان گفت كه در آن شبهه وجود دارد. حتى در مواردى كه ابهام وجود دارد، ابهام چه بسا باعث اشتباه شود. گذشته از اين، ايشان نتيجه گرفتهاند كه تأويل يعنى دفع شبهه. اين نتيجهگيرى هم صحيح نيست؛ چرا كه الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ نيز علاوه بر فتنهجويى به دنبال تأويل هستند:
ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِه،
ولى آيا مىتوان گفت كه آنها نيز به دنبال دفع شبهه هستند؟! از طرف ديگر، نمىتوان در اين آيه دو معنا براى تأويل ارائه داد و گفت، در موردِ اوّل، به يك معنا و در مورد دوم، به معناى ديگر است. سياقِ واحد در اين آيه چنين امرى را برنمىتابد. بنابراين بايد گفت كه دفع شبهه جزو مفهوم تأويل نيست. بلكه تأويل در اين آيه مانند بسيارى از موارد كاربرد اين كلمه در روايات، به
[١] . همان، ص ١٤٤.
[٢] . همان.