معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٠ - «نقد ذاتى حديث» ابتكار استاد معرفت
استاد در «موافقت با كتاب» و «مخالفت با كتاب»[١] كتاب را كنايه از «محكمات دين و ضرورت عقل» مىداند و در ادامه مىنويسد:
پس راه خالص ساختن روايات ملاحظه محتواى آنها است ... اگر چه اسناد هم در درجه دوم اثر خودش را دارد؛ برخلاف برخى متأخرين كه فقط به اسناد پرداخته و رعايت محتواى اخبار را ترك كردهاند.[٢]
ايشان نقد ذاتى را در اخبار اسباب النزول در موارد گوناگونى به كار برده است، مثلًا روايتى در ذيل كريمه لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً ...[٣] از نجار نقل شده است كه مضمون آن چنين است؛ وقتى عبدالله بن ابى سلول مرد، فرزندش به محضر پيامبر رسيد و از حضرت دو چيز خواست، يكى پيراهن مباركشان را براى تكفين پدرش و ديگرى اقامه نماز بر پدرش توسط حضرت؛ و پيامبر (ص) هم پذيرفتند. عمر به پيامبر اعتراض كرد كه خداوند تو را از نماز بر او نهى كرده است اما پيامبر فرمودند كه خداوند مرا مخير كرده است (اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ)[٤] ولى من بيش از ٧٠ بار استغفار مىكنم. سرانجام پيامبر بر او نماز خواند و سپس آيه لاتصل على احد منهم ... نازل شد!
استاد در نقد اين حديث از همان شيوه تأسيسى بهره مىبرد و مىنويسد: چگونه ممكن است كه پيامبر- العياذبالله- احكام اسلامى را نداند اما عمر بداند؟ ... پيامبر معصوم است و تمام اقوال و افعالش- حتى سكوتش- حجت است و هيچ احدى حق معارضه با او را در حيطه شريعت ندارد (لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه)[٥] و در ادامه بيش از آن كه بر نقل اين حكايت عجيب بر آشوبد، از دست ابن حجر كه درصدد توجيه مفاد روايت است به تنگ آمده و توجيهات او را با نقد محكمى مواجه كرده است.
[١] .
ماوافق كتاب الله فهو حق و ماخالفه فهو الباطل.
الكافى، ج ١، ص ٦٩، باب الاخذ بالسنه و شواهد الكتاب.
[٢] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٢١٩.
[٣] . توبه، آيه ٨٤.
[٤] . توبه، آيه ٨٠.
[٥] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ١، صص ٢٥٢- ٢٥٠؛ احزاب، آيه ٢١.