معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٧ - ضرورت حديث در تفسير
آن چه صحيح است آن است كه كسى حق ندارد چيزى از يافتههاى بشرى را بر وحى الهى تحميل كند؛ ولى تحصيل علوم ظرفيت دل را گسترش مىدهد و آماده تحمل صحيح و قابل توجه معارف قرآن مىسازد.[١]
ما در اين نوشتار نقشى را كه علوم ياد شده در تفسير آيات الهى دارند بررسى مىكنيم؛ و البته لازم است قبل از شروع مباحث متذكر شويم كه منظور ما از تفسير در اين نوشتار همان ابهامزدايى از آيات و تبيين مراد آيه است، ولى در اين بحث نقش اين علوم در تأويل هم گاه گاه مورد اشاره قرار خواهد گرفت. بنابراين منظور ما از تفسير در عنوان اين مقاله «تفسير» در مقابل «تأويل» نيست.[٢]
علوم حديث
ضرورت حديث در تفسير
استاد معرفت معتقد است در قرآن آيهاى نيست مگر اين كه ظهرى و بطنى دارد كه اين ظهر و بطن را «الراسخون فى العلم» مىشناسند و بهترين راه براى رازگشايى از قرآن كريم، پناه بردن به اهل بيت وحى است.[٣]
استاد در التمهيد سه مثال از آيات قرآن را ذكر كرده است كه اگر روايات اهلبيت (ع) در دسترس ما نبود، هرگز مفسران در ابهامزدايى از آنها راه به جايى نمىبردند.[٤] وى در مقدمه تفسير اثرى نيز مىنويسد:
اصل در تفسير همان نقل ماثورى است كه از مصدرى متين به دستمان رسيده باشد.[٥]
و در جايى ديگر مىنويسد:
كليد اصلى فهم قرآن- بهطور كامل- در دست عترت طاهره است و چارهاى جز سر فرود آوردن در پيشگاه رفيع اين خاندان نيست أُولئِكَ
[١] . آيتالله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن، ج ١، ص ٧٤.( به نقل از روششناسى تفسير، ص ٣٢٤).
[٢] . تأويل و تفسير را استاد معرفت در« تفسير و مفسران ص ٢٢» معنى كردهاند.
[٣] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ١، ص ٢٦٤.
[٤] . همان.
[٥] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٥.