معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٥٩ - ١ داستان هاروت و ماروت
چند نمونه از اسرائيليات در تفاسير
همانگونه كه در مبحث پيشين اشاره شد، در اثر سهلانگارى و كمتوجهى برخى از مفسران بهويژه طبرى (م ٣١٠ ق) و سيوطى (م ٩١١ ق) در تفاسير عمدتاً روايى فريقين روايات اسرائيلى بسيارى وارد شده كه آثار و پيامدهاى ناگوارى را در پى داشته است؛ به دليل آميختگى روايات صحيح و غير صحيح، اعتماد عمومى به دانش تفسير و حديث از بين رفته و يا كمرنگ شده و نيز برخى از عقايد باطل و انحرافى در ميان جوامع اسلامى نفوذ يافته و چه بسا جزو باورهاى عمومى مردم شده و از همه اينها بدتر، ورود اسرائيليات به فرهنگ و جامعه اسلامى، موجب شد تا عدهاى اسلام را آيين خرافى و ضدّ عقل جلوه دهند. چنان كه برخى خاورشناسان، اين دسته از روايات را از منابع اسلامى استخراج كرده و كوشيدهاند تا با گسترش آنها، چهره اسلام را بدنام و مشوّه نشان دهند.[١]
مرحوم آيتالله معرفت (ره) در اين بخش، بيش از سى نمونه از روايات اسرائيلى را بر اساس كتاب الاسرائيليات و الموضوعات فى كتب التفسير تأليف دكتر محمد بن محمد ابو شهبه نقل و نقد كردهاند كه به دليل حجم گسترده آنها در اين نوشتار، تنها به نقل چند نمونه از اين روايات بسنده مىشود:
١. داستان هاروت و ماروت
طبرى و سيوطى، رواياتى را درباره داستان هاروت و ماروت عمدتاً از طريق عبدالله بن عمر از كعبالاحبار نقل كردهاند كه خلاصه آن چنين است كه زمانى در ميان مردم، نافرمانى نسبت به شريعت و كفر به خداوند فزونى يافت. فرشتگان به پروردگار عرض كردند: پروردگارا، جهانيان را آفريدى تا تو را فرمان برند و اكنون به نافرمانى و كفر و انواع گناهان بزرگ روى آوردند.
[١] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٨٦؛ محمدهادى معرفت، اسرائيليات، ص ٢٢٥؛ رمزى نعناعه، الاسرائيليات و اثرها فى كتب التفسير، صص ٢١٤ و ٣٨٦- ٣٨٧.