معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١٤ - نمونههايى از تفسير به رأى از ديدگاه استاد معرفت
التمهيد [شبهات و ردود حول القرآن الكريم] آوردهام و نقد كردهام.[١]
از جمله تفسير به رأى و تأويلات ناثواب، تمسك به آيات متشابه است، همانند دست بُردن به صفات جمال و جلال. در اينكه خداوند به صفات جمال و جلال متصف است ميان اهل كلام، معتزله و اشاعره اختلاف است. معتزله اتصاف ذات حق را به هرگونه صفت نفى مىكنند؛ زيرا لازمه اتصاف، اقتران ذات حق به مبدأ صفات مىباشد همانند ديگران كه موقعى به صفتى متّصف مىگردند كه مبدأ وصف بر ذات آنان عارض گردد و وصف و ذات قرين هم شوند. عالم به كسى گويند كه علم بر ذات او عارض و قرين شده است و ذات حق از هرگونه عروض حادث يا اقتران ازلى مبرّا است. و هرگونه وصفى كه در قرآن و حديث آمده، به غايت و نتيجه آن صفت نظر دارد نه اتصاف حقيقى. وقتى مىگوييم خدا به شيئى عالم است، مقصود آن است كه هدف از اتصاف به اين وصف براى خدا حاصل است نه آنكه مبدأ اين صفت (علم) بر ذات حق عارض گشته است.[٢] اما اشاعره اين شيوه را نپسنديده و آن را تفسير به رأى و فاقد دليل مىدانند و مىگويند:
ظاهر قرآن بايد رعايت شود و هيچگونه تأويل و تقدير در آن روا نباشد. اطلاق وصف عالم بر خدا به همان گونه است كه در عرف عرب به آن روز بر غيرخدا نيز اطلاق مىشده و حاكى از اقتران ذات موصوف به مبدأ صفت مىباشد مثلًا در آيه فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ[٣] و امثال آن خداوند مبدأ صفت و علم و قدرت را براى خود ثابت دانسته و قرنى ذات خود گرفته است.[٤]
استاد معرفت نظر اماميه را كه از سرچشمه زلال مكتب اهل بيت (ع) بهره گرفته و تعليم يافته است، بيان مىكند و نظر اشاعره معتزله را نمىپسندد. به اين بيان كه عين ذات را بدون هيچ پيرايه و پيوستگى منشأ تمامى صفات
[١] . همان، ص ٣٨٨.
[٢] . به نقل از قاضى عبدالجبار، شرح الاصول الخمسة، ص ١٨٢ به بعد؛ و نيز محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٣، ص ٨٣ به بعد.
[٣] . هود، آيه ١٤.
[٤] . محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، ص ٢٩٦. به نقل از ابوالحسن اشعرى، الابانة، صص ٤٨- ٤٤.