معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٦ - ٥ ٢ ٢ عشق به جمال مطلق
نمىتواند، در آتش مهر مىسوزد، از نار» باز نمىپردازد. و اگر دل در بند عشق ديگرى كند، به تازيانه عتاب معشوق گرفتار آيد؛ چنان كه درباره خليل خدا گفتهاند:
اسماعيل كودكى روز به روز افزون بود، كريم بر آمده و عزيز برخاسته، سلاله خُلّت بود و صدف درّ محمد مرسل بود. گوشه دل خليل در او آويخت، به چشم استحسان در او نگريست. از درگاه عزت عتاب آمد كهاى خليل، ما تو را از بت آزرى نگه داشتيم تا دل در بند عشق اسماعيلى كنى؟ هر چه حجاب راه خُلّت باشد چه بت آزرى و چه روى اسماعيلى.[١]
خداى سبحان عشق محمد (ص) و آل محمد (ص) را مايه قرب و كمال و ضامن استمرار آيين اسلام و آن را به منزله مزد رسالت معرفى فرموده است؛ چنان كه استاد آشتيانى- قدس سره- در اين باره نوشته است:
در كريمه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى از آنجا كه عشق و حب به آل محمد، يعنى اولياى محمديين- كه «اهل البيت» نيز به آن بزرگواران اطلاق مىشود و شخص جناب خاتم النبوة خود از اهل بيت است عليه و عليهم السلام- موجب ترفع و كمال است و ثمره آن مودت سبب نجات و موجب رفعت درجات عاليه، و مقتضى و علت نيز مناسبات روحى است، استثنا در كريمه مباركه لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» منقطع است، و معناى آن نفى اجر است، لأن ثمرة مودت أهل قرابته عائدة إليهم، لكونها سبب نجاتهم. چه بازگشت حب به اولياى حق به حب و عشق به حق است. كما قال النبي عليه السلام: المرء يحشر مع من أحب.[٢]
اديب عارف سعدى عليهالرحمه چه نيكو سروده است:
|
سرو نرويد به اعتدال محمّد |
ماه فرو ماند از جمال محمد |
|
(بلكه مهر فرو مانده از جمال محمّد)
|
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى |
عشق محمد بس است و آل محمّد[٣] |
|
[١] . شرح فصوص( قيصرى)، پيشگفتار، ص ٧.
[٢] . همان، ص ٥٦.
[٣] . شرح فصوص( ابن تركه) ج ١، ص ١٤٣[ أقسام السالكين]. و سرّ ذلك هو كونه صلّي الله عليه و آله وسط الكل في الكل، و هو الختم في رفع ثنويّة التقابل و في تعانق الأطراف بين الجل و القل، فأحسن التأمل- نورى.