معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١١ - ادبيات عرب(نحو)
به مشقت براى فاعل دارد،[١] اما در «ابلاع» چنين سختى و در نتيجه مشتقى وجود ندارد. لذا سهل بودن «بلع» براى زمين نشانه واضحى است بر قدرت خداوند.[٢]
ادبيات عرب (نحو)
در مورد تأثير نحو در تفسير ميان اهالى تفسير ترديد و اختلافى وجود ندارد كه موجب اطاله سخن گردد، بنابراين به نقل نمونههايى از تأثير اين دانش در تفسير بسنده مىكنيم.
از نظر نحوى «تعلق جار و مجرور به يك معناى حدثى» از مباحث بسيار ظريفى است كه موجب تأثير در فهم معناى متن مىشود. چندان كه نه تنها ابن هشام در مغنى اللبيب فصل مشبعى را به اين مهم اختصاص داده است،[٣] بلكه حتى در ميان متأخرين هم تلاشهاى خوبى ديده مىشود. يكى از حيطههاى معناخيز در علم نحو همين تعلق جار و مجرور است. استاد با دقتى ستودنى[٤] در رد كسانى كه واژه «عين» را در آياتى مثل: اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا[٥] و لا تَجْرِي بِأَعْيُنِنا[٦] بر چشم سر حمل و تجسيم را توجيه كردهاند مىنويسد:
جمود بر ظاهر لفظ عين (با توجه به دخول حرف جر بر سر آن و تعلقش به يك فعل مذكور) اقتضاء مىكند كه آن فعل در درون خود چشم روى داده باشد و اين امر قطعاً باطل است، لذا بايد مراد «وقوع فعل در تحت عنايات خاص خداوندى» باشد.
استاد در ادامه، آن برداشت باطل را با مشكل ديگرى هم مواجه مىكند و مىفرمايد:
در ضمن اگر منظور از «عين» خود عضو باشد، استعمالش بهصورت مفرد
[١] . ر. ك: رضى، شرح شافه، ج ١١٠.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٥، ص ٨٩.
[٣] . مغنى البيب، ج ٢ صص ٤٥٠- ٤٣٣.
[٤] . يك بار در مقابل شگفتى شاگردانشان از دقتهاى ادبى استاد، ايشان فرموده بودند كه عضو يكى از فرهنگستانهاى ادبى جهان عرب هستند.
[٥] . هود، آيه ٢٧.
[٦] . قمر، آيه ١٤.