معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٠٢ - به كار گرفتن مبانى در بستر اصلى آن
ابن حجر مىگويد: اين حديث را طبرى با سند صحيح كه همه از رجال بخارى هستند، روايت كرده است و زمخشرى اين گزارش را رد كرده و گفته است مانند اين از چيزهايى نيست كه نسبت به كتاب خدا تصديق شود:
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
و در ادامه مىگويد:
هذه والله فريه ما فيها من مريه
سوگند به خدا كه بدون شك اين سخن دروغ است.
ابن حجر بهعنوان رد بر كلام زمخشرى مىگويد: كسى كه دانش رجال ندارد، آن را انكار مىكند و تكذيب نقل صحيح، عادت كسى است كه اهل تحقيق نيست، بايد آن گونه كه شايسته است آن را توجيه كرد.
استاد مىنويسد: نسبت چرت و غفلت به كاتب مصحف را به چه چيز بايد توجيه كرد، چگونه ممكن است قرائت جمهور مسلمين را كه نسل به نسل از بزرگان خويش از پيامبر اكرم (ص) به ارث بردهاند، خطا شمرد! اين گمان فاسدى است و دروغى است كه در آن شكى نيست.[١]
به كار گرفتن مبانى در بستر اصلى آن
روش استاد، در به كارگرفتن مبانى رجالى، روشى كاربردى و آموزنده براى فراگيران، دانشپژوهان و محققان است. ايشان مبانى رجالى خويش را در بستر اصلى آن يعنى ميدان تفسير، فقه و علوم قرآن به كار مىبرند. بهرغم مطالعات فراوان و تتبع گسترده در منابع گوناگون، در مقام به كار گرفتن با اختصار و اشاره به ظرافت تمام مطالب را عنوان مىكردند و مىگذشتند.
به اين نمونه بنگريد:
أَخرج ابو عبيد بإسناده إلي ابي سفيان الكلاعي (مجهول) عن مسلمه بن مخلّد الأنصاري (كان لم يتجاوز العاشره عند وفاه النبي صلي الله عليه وآله وسلّم) أنّه قال يوماً: أخبروني بآيتين في القرآن لم يكتبا في المصحف (المصحف اصطلاح حادث ايام الخلفاء) فلم يخبروه ...
[١] . همان، صص ١٨٠- ١٧٩.