معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٤٨ - ديدگاه استاد معرفت(ره) درباره مراجعه به اهل كتاب
كه هرچه درباره زشتىها و بدىهاى بنىاسرائيل بگوييد، خلاف واقع نخواهد بود، زيرا رسوايى و پليدى اين قوم گستردهتر از آن است كه در مورد آن احتمال داده مىشود. مؤيد اين مطلب روايت ديگرى است كه پيامبر فرمود:
تحدّثوا عن بنياسرائيل و لاحرج فانكم لا تحدّثون بشيء الّا و قد كان فيهم اعجب؛
درباره بنىاسرائيل سخن بگوييد و ايرادى ندارد، زيرا شما هيچ مطلبى درباره آنان نقل نمىكنيد جز اينكه شگفتانگيزتر از آن ميان آنان وجود دارد.[١]
علاوه بر اين، روايات متعددى در منع مراجعه به اهل كتاب از پيامبر و صحابه وارد شده است؛ از جمله در روايتى نقل شده كه پيامبر پس از مشاهده نسخهاى از تورات در دست عمر، به شدت خشمگين شد و مسلمانان را از پرسش از اهل كتاب منع كرد و سپس فرمود: اگر موسى (ع) نيز اكنون زنده بود، براى او پيروى جز از دين من روا نبود.[٢]
ايشان در پاسخ به دليل سوم (سيره صحابه) مىفرمايند: عالمان از صحابه از مراجعه به اهل كتاب خوددارى مىكردند، زيرا آنان با وجود شخص پيامبر كه منبع علوم اول و آخر بود و اميرمؤمنان كه دروازه علم آن حضرت به شمار مىرفت، به مراجعه به اهل كتاب نيازى نداشتند.[٣]
اينكه به ابن عباس نسبت دادهاند كه به اهل كتاب مراجعه مىكرده يا در منابع تفسيرى، اسرائيليات فراوانى از او نقل شده، اتهام و جعلياتى است كه با اهداف سياسى از جمله مخدوش كردن خاندان نبوت به واسطه انتساب ابن عباس به آن خاندان و تقرب به دستگاه خلافت عباسى به وسيله نقل حديث از بزرگ خاندان اين سلسله و نيز سوء استفاده ديگر جاعلان از اعتبار و شخصيت ابن عباس به او نسبت داده شده است.[٤]
[١] . مسند احمد، ج ٣، ص ١٣.
[٢] . بخارى، صحيح البخارى، ج ٣، ص ٢١٨، ج ٨، ص ٢٦١.
[٣] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ١٢٨؛ محمدهادى معرفت، اسرائيليات، دائرةالمعارف قرآن كريم، ج ٣، ص ٢٢٨.
[٤] . همان؛ محمد حسين ذهبى، التفسير و المفسرون، ج ١، صص ٨٣- ٨٢؛ نقش ائمه در احياى دين، ج ١٢، ص ٢٠.