معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٨ - ٢ تفسير عرفانى از ديدگاه استاد معرفت در كتاب«التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب»
اما چون صوفى مىپندارد كه مىتواند ميان شريعت و طريقت جمع كند، مىكوشد تا به هر شكلى شده- گرچه با فرض و احتمال- به مقصود خويش دست يابد. از اينرو به تأويل ظواهر كتاب و سنت مىپردازد و آيات قرآن را با تكلف تمام بر معانى غريب و نامأنوس با روح شريعت، حمل مىكند و بىآنكه ورع و پارسايى پيشه كند، كوركورانه در اين راه پيش مىرود. اين مصداق روشن حديث نبوى (ص) است كه فرمود:
من فسر القرآن برأيه فان اصاب فقد اخطأ
زيرا در راه به خطا رفته است.
نشانههاى بارز تفسير صوفيانه از ديدگاه ايشان در اين اثر، سه چيز است:
١. سخن گفتن بدون درنگ و درايت؛
٢. تأويلگرى بىضابطه؛
٣. سخن سجع متكلفانه.[١]
تفسير صوفى نه بر مقدمات علمى استوار است و نه بر براهين منطقى. صوفى گمان مىبرد كه بر اثر اشراقات نورى و كشف و شهود عرفانى، معارف سبحانى در قالب اشارات قدسى بر قلب او سرازير شده است.
وى آنگاه بهعنوان نمونه، تفسير بسمله را از تفسير لطائف الاشارات قشيرى مىآورد.[٢]
البته آنچه مىتواند بهعنوان مجوز صوفيه در تأويلات و دستاويز آنان در تفسير عرفانى قرار گيرد، «تفسير باطنى قرآن» است؛ البته با توجه به اينكه قرآن داراى ظاهر و باطنى است و تفسير باطنى به معنى ناديده گرفتن تفسير ظاهرى نيست و هر دو با يكديگر ثابتند، ديگر جايى براى انكار و نفى گرايش تفسيرى صوفيانه باقى نمىماند؛ چنانكه كسانى چون استاد حسن عباس زكى، از محققان مصرى، در دفاع از گرايش تفسيرى صوفيه به همين نكته استناد كرده است.[٣]
[١] . همان، ص ٥٢٨.
[٢] . همان، صص ٥٣١- ٥٢٨.
[٣] . رك: مقدمه تفسير قشيرى، ج ١، صص ٤- ٦ به نقل محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، صص ٥٣٥- ٥٣٢.