معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٧٧ - ٢ ديدگاه موافقان حجيت روايات تفسيرى
سخنان ايشان را به اختصار گزارش كرده و سپس با يك جمعبندى و تذكر نكاتى، مقاله را پايان بريم.
ايشان در مقالهاى تحت عنوان كاربرد حديث در تفسير، پس از تبيين و تقرير اصل بحث به نقل سخنان برخى از طرفداران عدم حجيت روايات تفسيرى، از جمله علامه طباطبايى (ره) پرداخته و آنگاه مىفرمايد:
خلاصه استدلال علامه بر عدم اعتبار خبر واحد در كشف معانى قرآن، بر دو پايه استوار است:
١. اعتبار و حجيت خبر واحد، جنبه تعبّدى دارد، يعنى: دستور و قراردادى شرعى است نه ذاتى، و اين در مواردى امكانپذير است كه داراى اثر شرعى بوده باشد؛ از اينرو در مورد عمل مكلّفان قابل تصوّر است كه تنها در باب فقه وجود دارد.
٢. خبر واحد، كاشفيت قطعى از واقع ندارد، لذا نمىتواند نه كاشف بيان معصوم باشد و نه كاشف مراد واقعى آيه.
به علاوه، مستفاد از روايات عرض آن است كه براى پى بردن به صحّت مفاد خبر واحد، مىتوان از قرآن بهره گرفت. اكنون اگر براى بهره گرفتن از قرآن لازم باشد كه از خبر واحد استفاده كنيم، هر آينه صورت دور پيدا مىكند!
ولى اين استدلال، به نظر ناتمام مىنمايد، زيرا:
اعتبار خبر واحد ثقه، جنبه تعبّدى ندارد، بلكه از ديدگاه عقلا، جنبه كاشفيت ذاتى دارد، كه شرع نيز آن را پذيرفته است.
بناى انسانها بر آن است كه بر اخبار كسى كه مورد ثقه است، ترتيب اثر مىدهند و همچون واقع معلوم با آن رفتار مىكنند؛ اين نه قراردادى است و نه تعبّد محض، بلكه همان جنبه كاشفيت آن است كه اين خاصيت را به آن مىبخشد.
شارع مقدس- كه خود سرآمد عقلا است- بر همين شيوه رفتار كرده، خُردهاى نگرفته، جز مواردى كه خبر آورنده انسان فاقد تعهّد باشد كه قابل اطمينان نيست و بدون تحقيق نبايد به گفته او ترتيب اثر داده شود: