معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥٦ - ٤ كاربرد خبر واحد در تفسير
آيه] از چيزهايى باشد كه راهش [تحصيل] علم است. و هرگاه تفسير، نيازمند شاهدى از لغت بود، شاهد پذيرفته نمىشود جز آن اندازه كه ميان واژهشناسان معلوم و در ميانشان رايج باشد، و اما سخن غير متواتر مانند روايت كمياب و الفاظ غير رايج مورد قبول قرار نمىگيرد و در مورد [فهم] كتاب خدا شاهد نمىشود. و سزاوار است كه مفسر در اين موارد توقف كند و آنچه را كه احتمال مىدهد [با لفظى كه دلالت بر احتمالى بودن مطلب مىكند] ياد كند، و بر مراد از آن بهطور مشخص، قاطع نشود ....[١]
اما پيش از شيخ طوسى، استاد او شيخ مفيد (٤١٣ ق) نيز به صراحت و با تكرار، از اعتماد بر خبر واحد در غير حوزه احكام و تكاليف انتقاد مىكند و آن را جايز نمىداند.[٢] به دنبال شيخ مفيد، شاگرد برجسته او سيد مرتضى (٤٣٦ ق) بهطور كلى، چه در حوزه احكام و تكاليف و چه در حوزه علم، خبر واحد را بدون اعتبار و حجيت معرفى مىكند و بر اين سخن خود ادعاى اجماع مىنمايد.[٣]
آيتالله معرفت با بررسى سخنان شيخ مفيد و سيدمرتضى، و با پيروى از تحقيقات استاد خود، آيتالله خوئى و استادِ استادش، محقق نائينى به اين نتيجه مىرسد كه عدم اعتبار خبر واحد نزد شيخ مفيد، سيدمرتضى و شيخ طوسى تنها به خبر واحد ضعيف و سست مربوط مىشود و خبر واحدى را در بر نمىگيرد كه راويان مورد اعتماد، آن را نقل كرده باشند. شاهد اين امر آن است كه خود اين دانشمندان در همان كتابهايى كه به نفى اعتبار خبر واحد تصريح كردهاند، در مقام اثبات برخى ادعاهاى خويش به خبر واحد تمسك كردهاند و اين نه به معناى تناقض در سخن و عمل آنان، كه به معناى تفاوت خبرهاى واحد نزدشان از جهت حجت داشتن و نداشتن است.
استاد مىافزايد:
خبر واحد دو اصطلاح دارد. يكى از آن دو مقابل متواتر يا همراه با قرائن
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ١٢٢.
[٢] . محمد بن حسن طوسى، تفسير التبيان، ج ١، صص ٦ و ٧.
[٣] . ر. ك: محمد بن محمد بن نعمان( شيخ مفيد)، تصحيح اعتقادات الاماميه، صص ٤٩ و ٧٨.