معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٧ - ٣ ٢ شريعت و طريقت
|
بر عقل چو كشف پردهها بود محال |
عقل از پس پرده كرد از عشق سؤال |
|
|
تا هست رونده، هستى اوست حجاب |
ور نيست شود، بهره يابد ز وصال |
|
|
بنگر كه چه گفت عشق با عقل سليم |
من خضر زمانم و تو موسى كليم |
|
|
خواهى كه شوى ز صحبتم برخوردار |
يك سوى نه اعتراض و بنما تسليم[١] |
|
در نظر عارفان، عشق حق به جمال خويش، عامل تجلى وى و در نتيجه، عامل پيدايش جهان شد.
٦. ٢. ٢. راز و رمز
عرفان در تمامى ادوار با مسأله «باطن» و «تعاليم باطنى» و «راز و رمز» سر و كار داشته است. در مكتب عرفان، حفظ اسرار از واجبات طريقت است و افشاى اسرار، به منزله كفر و ارتداد و موجب تنبيه و مجازات است.
٣. ٢. شريعت و طريقت
عارفان راستين شريعت را عين طريقت مىدانند و از جدايى طريقت از شريعت بيزارند. آنان طريقت را در متن شريعت يافته، بلكه عين آن دانستهاند و راه شريعت با تمامى دستورها و احكام آن را يگانه راه وصول به حق و حقيقت شمردهاند؛ اما «متصوفه» طريقت را از شريعت جدا دانسته و شريعت را «قشر» (پوسته)، و طريقت را «لُبّ» (مغز) به شمار آوردهاند. شبسترى در گلشنراز مىگويد:
|
شريعت پوست، مغز آمد حقيقت |
ميان اين و آن باشد طريقت |
|
|
خلل در راه سالك نقص مغز است |
چو مغزش پخته شد، بىپوست نغز است |
|
لاهيجى در شرح گلشن راز در شرح اين بيت گفته است كه براى رسيدن به حقيقت، بايد از راه شريعت و طريقت (سير و سلوك عرفانى) كه موجب وصول به حقيقت معرفت است، سود جُست. و چون غرض از عبادات، حصول معرفت يقينى است، فرمود:
[١] . شرح فصوص( خوارزمى) مقدمه نجيب مايل، ص ٢٠.