معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٧ - خلاصه و نتيجهگيرى
يعنى تأويل در اينجا (آيه ٧ آل عمران) چيزى از قبيل تفسير است كه سبب مىشود اجمال و ابهام متشابهات بر طرف شود و لبّ و مغز آيه متشابه روشن گردد.
نتيجه اين چهار مطلب اين مىشود كه تأويل و تفسير متشابهات و رفع نقاب از چهره آيات متشابه، به خداوند و راسخون در علم اختصاص دارد؛ راسخونى كه اگر در رسول مكرم و اهل بيتش منحصر نباشد، لااقلّ مصداق اتمّ و اكملش آن ذوات مقدس خواهند بود.
لازمه اين بيان اين مىشود كه براى حلّ تشابه و ابهام در آيات متشابه، بايد به عترت طاهره مراجعه كرد. اين مطلبى است كه خود قرآن در اين آيه محكم، بر آن دلالت دارد، در نتيجه اينكه مرحوم علامه با استفاده از واژه «امّ» در هنّ أمّ الكتاب مىخواهند بفرمايند كه حلّ تشابه در گرو رجوع به محكمات است، زير سؤال مىرود و بايد از معنايى كه ايشان براى «امومت» اختيار كردهاند (مادر بودن محكمات و فرزند بودن متشابهات و بازگشت فرزند به آغوش مادر) رفع يد كرد و همان معناى مشهور (اصل و اساس بودن) را پذيرفت.
البته قابل انكار نيست كه راسخون در علم، وقتى بخواهند رفع تشابه كنند، ممكن است در همه موارد و يا در بسيارى از موارد با رجوع به محكمات، تشابه را بر طرف نمايند، ولى اين چيزى است كه از عهده آنان و هر كسى كه حظّى از راسخيّت دارد بر مىآيد، نه هر كسى.
شكّى نيست كه اساسىترين نكته و يا يكى از اساسىترين نكتهها در بيانات مرحوم علامه (ره) نسبت به مبناى «تفسير آيه به آيه به نحو مطلق» همين «امومت محكمات» مطابق معنايى كه ايشان براى «امّ» اختيار كردهاند مىباشد كه با بيان فوق متزلزل مىشود.
خلاصه و نتيجهگيرى
با توجه به ده نكته ذكر شده، ملخص مدعا و مختار ما اين مىشود:
١. در فهم درجات نازلهاى از محكمات، عموم مردم مشكلى ندارند و با