معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٩ - نقد سندى و متنى در ترازوى سنجش
ضرورت نقد محتوايى روايات بيشتر خود را نشان داد، تا جايى كه شيخ حرّ عاملى بيست و دو وجه بر عدم اعتبار تقسيمات چهارگانه حديث- كه مربوط به نقد سندى است- ارائه كرد، از جمله اينكه: چگونه موافقت حديث با برخى از فتاواى اماميه مىتواند قرينه بر صحّت خبر باشد؟ يا اينكه: چرا به عرضه حديث بر قرآن يا سنّت كه در واقع نقد محتوايى است، توجهى نشده است؟[١]
ناگفته نماند در مقابل، برخى همچنان بر عهد سابق ماندند و چندان به نقد محتوايى نپرداختند و كماكان بر نقد سندى متوقف ماندند. آنان بر اين باورند كه تمام احاديث موضوعه را مىتوان با تكيه بر علم رجال، از طريق نقد سندى شناسايى كرد و حجّت را از لا حجّت تمييز داد و به نقد محتوايى نيازى نيست.[٢]
ولى در برابر اين طرز تفكر، آيتالله معرفت (ره) در تفسير الاثرى بيشتر به نقدِ محتوايى تكيه كرد و آن را همانند عرضه متشابهات بر محكمات شمرد و نقدِ سندى را امرى ثانوى و غالباً عقيم و بىنتيجه اعلام كرد. وى در اين زمينه مىنويسد:
وعليه فالمعيار الأوّل لتمييز القوي عن الضعيف هو العرض علي محكمات الدين نظير عرض المتشابهات من القرآن علي محكمات الآيات ... أمّا البحث عن الأسناد فهو بحث جانبي و عقيم في غالب الأحيان ....[٣]
از نگاه ايشان، صحّت يا عدم صحّت سند، لزوماً به معناى صحّت يا عدم صحّت متن نيست. چه بسا حديثى كه علىرغم صحّت سند، متن آن به علت تعارض با محكمات دين، قابل اعتماد نيست و از آن طرف، چه بسا حديثى كه با وجود ضعف سند، متن آن قابل اعتماد است. اين بيانگر آن است كه تنها نقد رجالى حديث و اثبات صدور يا عدم صدور آن نمىتواند معيار قابل قبولى باشد، بلكه نقد محتوايى و مفهومى نيز سهم بسزايى در اين امر دارد.
مؤلّف گرانقدر در اين زمينه ضمن تأكيد بر لزوم تأسى و اقتدا به فقهاى
[١] . حرعاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٠، صص ١٠٤- ٩٦، الفائدة التاسعة.
[٢] . ر. ك: معجم رجال الحديث، ج ١، صص ٢١- ٢٠.
[٣] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، ص ٢٢٢.