معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٩٨ - ١٦ وجود حديث در كتابهاى المقنع يا من لايحضره الفقيه
سيد صدر (ره) او را امام در حديث و تفسير مىداند كه از امام باقر (ع) فراگرفته است. شيخ طوسى او را از رجال امام باقر (ع) (جعفر بن محمد) به شمار آورده است. مرحوم مفيد او را از كسانى كه طعنى بر آنها نيست و راهى براى مذمت آنها نيست، شمرده است. ابن شهر آشوب او را از خواص اصحاب امام صادق (ع) دانسته است.
كشى به سند خويش از مفضل بن عمر روايت كرده است از امام صادق (ع) درباره تفسير جابر پرسيدم. فرمود: به افراد پست آن را حديث نكن كه آن را ضايع مىكنند. رواياتى وجود دارد كه مىرساند او از حاملان اسرار آل بيت رسول (ص) بوده، و لذا به غلو و رافضى بودن متهم شده است، ولى در عين حال او را به صدق حديث و ورع در ايمان ستودهاند.
و همين بهعنوان مدح و اخلاص او در دين كفايت مىكند.
نجاشى مىنويسد:
كان فى نفسه مختلطا
استاد مىنويسد:
هذا يعني الاعتلاء في عقيدته بشأن ائمه اهل البيت عليهم السلام فحسبوه غلوا ... (همين نسبت اختلاط دادن به فردى نشان بالا بودن اعتقاد او به شأن امامان اهل بيت عليهم السلام است كه برخى آن را غلو پنداشتهاند.) لذا امام باقر (ع) او را توصيه مىكرد كه اسرارشان را فاش نكند و آنچه را عقل مردم تحمل آن را ندارند، روايت نكند.[١]
١٦. وجود حديث در كتابهاى: المقنع يا من لايحضره الفقيه
در حجيت مرسلات صدوق بين بزرگان شيعه اختلاف است، برخى چون شيخ بهائى (ره) مراسيل او را همچون مرسلات ابن ابى عمير معتبر مىدانند، برخى فرقى بين مراسيل ايشان و ديگران نمىگذارند و به ضعف آنها حكم مىكنند.
[١] . همان، ص ٣٥٨.