معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥٨ - ٤ كاربرد خبر واحد در تفسير
روايتهاى تفسيرى نمىشود و نتيجه آن خواهد بود كه اين روايتها همچنان غير معتبر باقى خواهد ماند و تفسير روايى را با مشكل روبهرو خواهد كرد.
علامه طباطبايى نيز كه از قائلان به عدم حجيت خبر واحد در باب تفسير قرآن است، به دليل اهميت بحث در چندجا از تفسير الميزان و ساير كتابهاى خود به همين موضوع مىپردازد و در يكجا دليل اصولى خود را چنين بيان مىكند:
حجيت شرعى از اعتبارات عقلايى است و تابع وجود آن اثر شرعى در مورد خود است كه جعل و اعتبار شرعى را بپذيرد، و معنايى براى جعل حجيت در قضاياى تاريخى و امور اعتقادى [و غير اينها مانند تفسير] نيست زيرا اثر شرعى در اين موارد وجود ندارد. و معنا ندارد كه شارع حكم كند كه غير علم، علم است و مردم را به آن متعبّد سازد.[١]
اما آيتالله خوئى و محقق نائينى با اين مبنا مخالفند كه شارع نمىتواند غير علم را علم قرار دهد.
آيتالله خوئى در اين باره مىنوسيد:
ما در مباحث اصول روشن ساختهايم كه معناى حجيت در اماره (كه ناظر به واقع است يعنى امارهاى كه واقع را كشف مىكند) عبارت از قرار دادن آن اماره در حكم شارع به منزله علم تعبدى است (يعنى شارع ظن حاصل از آن اماره را مانند علم مىداند) و بنابراين طريق (ظنّى) معتبر، فردى از افراد علم مىشود، لكن تعبداً نه وجداناً، و به دنبال آن تمام آثارى كه بر قطع (و علم) مترتب مىشود به آن ظن نيز مترتب مىشود و در نتيجه خبر دادن مطابق آن درست است، همانگونه كه خبر دادن مطابق علم وجدانى درست است و مصداق گفتار غير مبتنى بر علم نيست.[٢]
دستاورد اين مبنا، همانندى اعتبار و حجيت روايات در باب تكاليف و احكام و در زمينه تفسير و عقايد و غيره است.
استاد معرفت نيز مانند آيتالله خوئى و محقق نائينى نمىپذيرد كه شارع
[١] . همان، ص ١٢٥.
[٢] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٠، ص ٣٥١.