معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٠ - نقد و بررسى
سر، اين وضع است، كمى كشيدى اين الصاق به رأس مىشود. به مجردى كه الصاق مسح بالرأس شد، تكليف ساقط مىشود. چون هر تكليفى كه امتثال شد، ساقط مىشود. لذا حضرت با يك اشاره به زراره فهماند كه من چطور از اين موضع باء، معناى مسح بالرأس فهميدم. زراره را در يك فضاى خاص قرار داد.[١]
نقد و بررسى
آنچه آن فقيه و مفسّر فرزانه آيتالله معرفت فرمودهاند از دو جهت قابل ملاحظه است:
اولًا؛ اين توجيه نسبت به آياتى قابل قبول است كه از شأن نزولى برخوردارند و به بيان ديگر: نسبت به رواياتى صادق است كه شأن نزولى را براى يك يا چند آيه نقل مىكنند؛ نظير مثال اوّل از دو مثالى كه در بيان استاد آمده است (قصه «لاجناح ...» در سعى بين صفا و مروه) نه نسبت به همه روايات تفسيرى.
بهعنوان مثال در روايتى كه جمله وامسحوا برؤوسكم را با تعبير لمكان الباء تفسير مىكند (يعنى مثال دوم حضرت استاد) امام (عليه السلام) هيچگونه فضاسازى به عمل نياورده، بلكه به يك نكته ادبى، توجه داده است كه البته اگر بيان آن حضرت نبود، ممكن بود الى يومالقيامه، كسى به آن التفات پيدا نكند.
ثانياً؛ اين بيان استاد مىتواند فىالجمله توجيهگر عمل مرحوم علامه (ره)- كه مقيد بودند قبل از تفسير آيه، روايات را ملاحظه كنند- بوده باشد، نه عباراتى كه از آن بزرگوار گذشت. مثلًا آنجا كه مرحوم علامه مىنويسد:
تنها راه در تفسير اين است كه براى فهميدن قرآن از خود قرآن استمداد بجوييم و آيات قرآنى را با خود آيات، تفسير كنيم و راه رسيدن به اين هدف، اين است كه ابتدائاً به توسط آثار منقوله از پيامبر و اهلبيتش، مهارت بهكارگيرى اين روش (روش تفسير آيه به آيه) را بيابيم و ذوق لازم در تفسير آيه به آيه را كسب نماييم و سپس وارد تفسير شويم.[٢]
[١] . آفتاب معرفت، ويژهنامه آيتالله معرفت، صص ٢٧- ٢٤.
[٢] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٨٧.